جغد انبار به قلم حمیده خوشبخت
پارت چهارده :
گوشم سوت کشید. دوست داشتم مشتم رو روی چونهش فرو بیارم؛ کنترلم روی خشمم رو حفظ و سریع مشتهام رو پشت سرم قایم کردم.
مردها عاشق این بودن حرص خوردنت رو ببینن، بهشون حس قدرت میداد... مشکل ایلیا همین بود. اون هیچوقت ندید از دستش حرص بخورم، حداقل به ظاهر!
نفسم رو توی قفسه سینه و پشت دندونهای گره خوردهم حبس کردم. بیاراده قدمی به جلو برداشتم تا واضحتر ببینمش، شاید هم میخواستم او
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
وناز
0وای ایلیا بهترینه دیالوگاش واقعا خفن و هیجان انگیزن وقتی که با هانا حرف میزنه هیچی دیگه من لذت میبرم
۱ ماه پیشفن امیر و آیوار
66بالاخره دوتا کراشامو تو یه نفر پیدا کردممم ایلیا ترکیبی از امیر و آیواره به نظرمممم
۶ ماه پیشفاطمه زهرا
4توی تکنیکا کی ایوار و سورن میان توی رمان؟من اولاشم تازه ولی کنجکاوم بدونم کی میان
۶ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
خیلی دیر🤣
۶ ماه پیشملینا
21حس میکنم اول قرار بوده بهروز نقش اصلی باشه بعد نظرت عوض شده گفتی بزار چندتا پسر دیگه هم بیارم با هر کدوم حال کردم همون رو نقش اصلی مرد میکنم قبل ایوار رسما 4، 5 نفر کاندیدا وجود داشت
۶ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
بالاخره رازمو فهمیدی
۶ ماه پیشملینا
0بعد از دو سال😭😂
۶ ماه پیشtar
44فعلا با امیر کیف کن تا آیوارم بیاد بهرحال کراش العالمین اصلی خودشه😭💕
۶ ماه پیشفاطمه زهرا
13نه فعلا از هیچکدومشون خوشم نمیاد خیلی لاشین،یاسین از همشون بهتره فعلا😔
۶ ماه پیشNil
9آفرین منم دقیقا همین نظر رو دارم. یاسین از همه اون پسرا بهتر بود.
۶ ماه پیشوکیل نگار
17یاسین اول کراش همه بود ولی وقتی دل پارمیس رو شکست دیگه هیچکس خوشش نیومد
۶ ماه پیشNil
0عههه چه بد. متاسفانه هنوز به اون قسمتها نرسیدم. نمیدونستم...
۶ ماه پیشtar
31آیوار امیر ارمان رضا مهرداد بهروز همشون خیلی اشتباهای زیادی کردن و درسته لاشی و پدرسوخته بودن ولی توی رمان که جلو تر بری امکان نداره آرزو نکنی ایکاش حداقل یکیشون تو زندگیت بود😭دیگه توضیح نمیدم تا اسپویل نشه اما برادرایی مثل سه قلوها دوستایی مثل بهروز و مهرداد و دوستپسری مثل آیوار حسرت هممونه💕😭
۶ ماه پیشتوت فرنگی از باغ شیث
2ذاتشون،،،،،،،واسه اکیپ امیر و آیوار روزانوهامم مخصوصا امیر سگ هرچی میگذره تو دور سوم و چهارم خوندن تکنیکا بیشتر عاشقش شدم
۲ ماه پیشیاشا
13فتبارکلله چقدر من شما رو دوست دارم چقدر حق میگین
۶ ماه پیشزیتون شور(اصل)
12ببین اصلاااا نمیشه الان کراش شماره یکتو انتخاب کنی کلی شخصیت دیگه هستن که وارد میشن من خودم اون اولا کراش سگیم امیر بود و هست ولی آیوار😔💅
۶ ماه پیشمدوسا
0از همون اول از امیر بدم میومد 😂
۶ ماه پیشتوت فرنگی از باغ شیث
1واااااااا قیصریه بزرگ ؟بد اومدن ؟ماشاالله اراده ولی آیوار و امیر به ی حد کراشن
۲ ماه پیشفن امیر و آیوار
4آیوار آخرای فصل یک میاددد سورنم فکر کنم وسطای فصل دو میاد
۶ ماه پیششاید ژنیا
0ایوار وسطای فصل یک میااادددکیتنقنقنبتبتتب
۶ ماه پیشفن امیر و آیوار
0پارت شیشصد هفتصد نبود مگهه؟؟
۶ ماه پیششاید ژنیا
0من از پی دی اف خوندم بانو :))))
۶ ماه پیشفن امیر و آیوار
0منم از همونجا خوندممم
۶ ماه پیشکیانا فن تکنیکا
1خوش به حالت داری از اول میخونی...۴ فصله عسیسم
۶ ماه پیشغزل
6با تمام وجودت از خوندن این رمان لذت ببر خوش بحالت که داری از اول میخونی ولی حمیده ناموسا من با تکنیکا زندگی کردم باهاشون ذوق کردم خندیدم گریه کردم و حتی فرار کردم😅 هیچی مث تکنیکا نمیشه... این خط این نشون
۲ ماه پیشتوت فرنگی از باغ شیث
0خواهر حق گو ایلیا ی قشنگم بچم به اندازه ی جفتشونم بدبختی داره
۲ ماه پیشغزل
3ینی ایلیا خود ایواره لاشی العالمین😂
۲ ماه پیشمامان سلنا
0با اینکه تو تکنیکا اصلا از سورن خوشم نمیومد. ولی اینجا از زاویر ب شدت خوشمان آمده 🤣
۲ ماه پیشفن شتر بیابونی
3گور بابای سربازای خوشتیپ یکی که واسه اینکهاز محله نرم شتر های وزیر جنگ رو بدزده رو عشقهههههههه
۲ ماه پیشفن ایلیا
16واااای ایلیا خیلی خوبه امید وارم با هم باشند تا آخر و با زاویر نباشه حس می کنم با زاویر باشه یکنواخت میشه ولی با ایلیا هیجان و خنده هست
۵ ماه پیشMedusa
6*زاویر شیک بود، مردونه لباس میپوشید، بوی خوبی میداد، با ادب بود* چقدر این ویژگی ها آشناست :)) do you get dejavu؟
۶ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
نخیر سورن من غیر تکراریه
۶ ماه پیشMedusa
2سورن تا ابد یه چیز دیگست😭
۶ ماه پیشMedusa
8در آینده چطوری به پارنترم بگم بهم نگو عزیزم و عشقم و به جاش صدام کن دیکتاتور :)
۶ ماه پیشMedusa
7"بزار شتر بیابونی به یاد شترهای از دست رفته ت" عاشق ایلیامم
۶ ماه پیشMedusa
12از این به بعد درخت کاج ببینم از خنده میفتم کف زمین🤣 آخه کاج و عاج؟ چطورییی به ذهنتتت میادد
۶ ماه پیشفن نگارو آیوار
4سامو=مهرداد ارین=مهدی زاویر=سورن ایلیا =آیوار و میترا =رادمان و راشا=مربی مهرداد دوست رادمان و حامد اسمش یادم نی😂
۶ ماه پیشسیتا
7نهههه پوریا و راشا بهم نمی خورم اصلاااا، پوریا با کل دخترای ۱۴ سال منطقه بود ولی راشا برادر معلوم نیس گرایشش چیه اصن😂🤌
۶ ماه پیشفن نگارو آیوار
0عه راست میگیی ولی معلوم نیستا این راشا خیلی سر به زیره و شاید یهو یه لآشی بد تر از پوریا در بیاد😂
۶ ماه پیشRoghayyeh
0هانا خوش به حالت همچین مدافعی داری
۶ ماه پیشزهرا
9خفاش خونخوار چه لقب زیبایی
۶ ماه پیشزهرا
7دم هانا گرم قشنگ همشون رو قهوه ایی کرد
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

وناز
0بسه ای دروغگو ها!من مطمئنم در آینده نچندان دور تایپ ایلیا ی دختر چشم بادومی به نام هانا و تایپ هانا ی پسر مو *** با چشمای آبی هس