ناجوری به قلم مهدیه فیروزی
پارت دویست و نود و نهم :
نام یک دختر بیستساله که آخرین روزهای بیستسالگی را برای کامل شدن بیستویکسالگی میگذراند، درمان را به گریه و خندهای که ترکیبش تلختر از زهر بود انداخته و خشم او را به حدی رسانده بود که آدمی را با بیرحمی نابود کند. رامدخت ورهرام، روزی این دختر در نظر رازان زندگیبخش بود؛ اما حال او که مشغول جا انداختن خشاب اسلحهی نقرهاش به درگاه تکیه داده و نگاه به نیمرخ خواهرش دوخته بود،
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
الان که پای سوءاستفاده وسط نیست😭😂 میخواد هرطور شده بره سراغ محموله داره کسری رو تحت فشار میذاره، میدونه عمرا نمیتونه با خودشون بره
۷ ماه پیشفاطمه زهرا
0پس بانو نرم شده نسبت به رامی...
۷ ماه پیشفیونا
0با اینکه احتمالا براش دردسر میشه ولی این سرسختی ارثی رامی رو دوست دارم
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه زهرا
0واقعا خوشم از رامی نمیاد...خوشم نمیاد برای رسیدن به هدفش از احساسات مزدک سواستفاده میکنه وقتی میدونه اینجور اون رو بیشتر به خودش وابسته میکنه...واقعا ازش خوشم نمیاد