پارت یازده :

این‌که پارچه را از دیوار پایین بکشم کاملا ناخودآگاه بود. با دیدن روکش ماشین سرمه‌ای رنگ مش‌هاشم لبخند زدم. مرد جانش به ماشینش بسته بود. با یالله‌ که اتابک گفت با عجله پارچه‌ی کمی خاکی را سرم کشیدم‌. از دیوار پایین پرید.

۳۸
او پایین پرید و من با مصداق حقیقی احساسی آشنا شدم که سال‌ها بعد دانستم عشق است. لاغر و کشیده و قدبلند بود.پیراهن و شلوار مشکی پوشیده بود و یک نوع درد از تمØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • هلیا

    1

    با خودت چند چندی کامران

    ۷ ماه پیش
  • حدیث

    0

    به به کامران جان دلو دادی 🫢

    ۹ ماه پیش
  • حدیث

    4

    احساس میکنم صحرا قاتل عسل نیست و یه شخصی پشت *** وایستاده

    ۹ ماه پیش
  • Ferferishoonam

    0

    اوه من طاقت مثلث عشقی ندارم اونم تا وقتی که اتابک جان رو هنوز درست نشناختیم:(

    ۹ ماه پیش
  • دینا

    4

    توی تشخیص پارادوکس در امتحان فارسی مشکل داشتم که خداروشکر با رفتار های کامران کاملا یاد گرفتم 😭😂🤣

    ۹ ماه پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    واااای خدا

    ۹ ماه پیش
  • M

    0

    وای عالی بود🤣🤣🤣

    ۹ ماه پیش
  • سیتا

    0

    تشکر فراوان از کامران🤣😁

    ۹ ماه پیش
  • سیتا

    2

    ینی چی میشه👀🥲

    ۹ ماه پیش
  • Zinb

    11

    به این کار ندارم حرف کامران برای به بازی گرفتن صحرا هست یا نه ولی خیلی جمله ی قشنگی بود مثل بچه ای میمونه که مرغ دوست داشتنیش رو سر بریده و با بغض داره میخورتش(یکم تو تحلیل کردن مشکل دارم ولی خب)🥲

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    4

    وای خیلی قشنگ بود ولی خنده م گرفت،خیلی خوب گفتی😭🤣😭

    ۹ ماه پیش
  • Zinb

    2

    خودمم موقع نوشتن خندم گرفت بود🤣

    ۹ ماه پیش
  • اکرم بانو

    6

    تحلیل گر کی بودی شما بانو😂😂😂

    ۹ ماه پیش
  • ساغر

    3

    تحلیل.... این تحلیل خیلی خوب بود

    ۹ ماه پیش
  • پرنیا

    2

    کامران جان یه کم موقعیت شناس باش،انگار بهش دهن کجی کردی

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    2

    گفتم کامران دوستش داره صحرا رو...برای بار هزارمم دلممم میسوزهعه واسه ی صحراا

    ۹ ماه پیش
  • Zinb

    2

    رفتار های کامران خیلی ضد نقیضن

    ۹ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️