بازگشت دوباره به قلم حمیده جاهدین محمدی
پارت بیست و سوم :
مریم اولین کسی بود که واکنش نشان داد.
_ منظورت چیه نازنین؟ این مزخرفات چیه بلغور می کنی؟!
و نازنین رو کرد به او و پوزخندی زد.
_ مزخرفات؟!... من مزخرف نمیگم مریم جون!... البته ببخشیدا!... یادم رفته بود که یه مدت نبودی و از همه جا بی خبری!... ولی باید خدمتت عرض کنم که دوستات عین دیوانه ها، طول و عرض بیمارستان را دنبال یک پزشک دویدند و خودشون را رسوای خاص و عام کرده اند.

لطفا صبر کنید...

مبینا
0چه دردسری شده که تموم ندارهههههه