پارت هشتاد و پنجم :

- به نظرت چرا من باید چنین باج بزرگی به ایرج بدم؟
این بار سامان بود که مطمئن تر از قبل ابروی راستش بالا پرید و با لبخندی پیروزمندانه جواب داد:
- به همون دلیل که برای اجرای اهدافتون بهش نیاز دارید.
نگاه همایون برای لحظه ای رنگ باخت و گوشه ی چشمانش تنگ شد:
- و ... اهدافمون چیه؟؟!
همین سوال کوتاه مثل پتکی محکم به افکار افسارگسیخته ی سامان کوبید. بلافاصاله آن لبخند معنادار را از

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت باران در رمان اگر باران ببارد باران
تصویر شخصیت ایرج در رمان اگر باران ببارد ایرج
تصویر شخصیت فریبا در رمان اگر باران ببارد فریبا
تصویر شخصیت پارسا در رمان اگر باران ببارد پارسا
تصویر شخصیت سامان در رمان اگر باران ببارد سامان
تصویر شخصیت ناهید در رمان اگر باران ببارد ناهید
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!