پارت هشتاد و ششم :

فصــــــل ششـــم***

سفره ی سفید گلداری که نسرین وسط هال نقلی خانه پهن کرده بود با چند تکه نان سنگک بیات و ظرف پنیری که نیمی از آن خشکیده بود چندان تصویر اشتها برانگیزی نداشت . اما سامان چنان با ولع لقمه‌ها را میبلعید که عاقبت نسرین دلش تاب نیاورد و گفت:
- بگردم مادر... دیشب شام نخوردی تا دیروقتم بیدار بودی. چیکار داشتی میکردی؟ هر موقع شب اومدم دیدم چراغ اتاقت روشنه؟!...
سامان ه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت باران در رمان اگر باران ببارد باران
تصویر شخصیت ایرج در رمان اگر باران ببارد ایرج
تصویر شخصیت فریبا در رمان اگر باران ببارد فریبا
تصویر شخصیت پارسا در رمان اگر باران ببارد پارسا
تصویر شخصیت سامان در رمان اگر باران ببارد سامان
تصویر شخصیت ناهید در رمان اگر باران ببارد ناهید
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!