پارت صد و شصت و چهارم :
مانند برق گرفتهها از جایم میپرم. آنقدر این تماس برایم ناراحت کننده است که خدا میداند. به تمام حسهایم حالت تهوع نیز اضافه میشود. از اینکه این آغوشی که متعلق به من بوده، نصیب کسی چون گل ناز شده حالتی از انزجار را در درونم شکل میدهد. حق من این همه ظلم نیست. هنوز نتوانستم بر اوضاع تعادلم مسلط شوم که میگویی.
- میخواین برم همسرتون رو صدا بزنم.
چیزی تیز در چشمم ف
لطفا صبر کنید...
