پی یار به قلم الهام فتحی
پارت هفتاد و هشتم :
گمان نمی بردم راضی کردن دکتر جهاندیده اینقدر سخت باشد.
-من متوجهم استاد. ولی واقعا شرایطش و ندارم. شما اجازه بدید من با خانم صولتی صحبت می کنم. بعد شما اقدامات جدید و انجام بدید.
جلوی آموزشگاه زبان فرانک حتی نمی شد به اندازه ی چند دقیقه ی کوتاه مکث کرد.
شلوغی و ترافیک دست به دست هم داد که کمی پایین تر از آن یک جای خالی بیابم و پارک کنم.
ترمز دستی را کشیدم و همزمان دست فشردم
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
