پارت هفتاد و هشتم :


گمان نمی بردم راضی کردن دکتر جهاندیده اینقدر سخت باشد.
-من متوجهم استاد. ولی واقعا شرایطش و ندارم. شما اجازه بدید من با خانم صولتی صحبت می کنم. بعد شما اقدامات جدید و انجام بدید.
جلوی آموزشگاه زبان فرانک حتی نمی شد به اندازه ی چند دقیقه ی کوتاه مکث کرد.
شلوغی و ترافیک دست به دست هم داد که کمی پایین تر از آن یک جای خالی بیابم و پارک کنم.
ترمز دستی را کشیدم و همزمان دست فشردم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!