پارت پانزده :


خودم را روی صندلی‌ام رها کردم و چشمم به آن جعبه بزرگ کفش‌ها افتاد.
آنقدر من را با آن تهدیدها و حرف‌های عجیبش هُل کرده بود که جعبه را خیلی سریع فراموش کرده بودم.
بغضی به گلویم چنگ زده بود. این مرد به خاطر یک جفت کفش آنقدر کینه داشت که به این راحتی‌ها دست از سر من بر نمی‌داشت.
- نقاشیمو می‌فرستی واسه مامان سیما؟
با شنیدن صدای دلوین، چشم‌هایم را به او دوختم. دوست داشتم یک ج

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۷۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت اشکان در رمان مافیایی نپنتی اشکان
شخصیت اسما در رمان مافیایی نپنتی اسما
شخصیت دلوین در رمان مافیایی نپنتی دلوین
شخصیت دنیز در رمان مافیایی نپنتی دنیز
شخصیت رعنا در رمان مافیایی نپنتی رعنا
شخصیت سینا در رمان مافیایی نپنتی سینا
شخصیت سورن در رمان مافیایی نپنتی سورن
تصویر شخصیت های اصلی رمان نپنتی سورن و دنیز
آخرین نظرات ارسال شده
  • Asal

    0

    سردمه دنیز ، ناچاره. این بچه بین یه مشت خودخواه گیر اوفتاده

    ۵ روز پیش
  • Aysan

    0

    دنیز این وسط واقعا ناچار ترین آدمه ، انقدری سردرگمه نمیدونه باید چیکار کنه اصلا و دلوین واقعا براش درد بزرگیه🥲

    ۲ ماه پیش
  • محدثه

    0

    نمیدنم چرا جسم میگه رفتارای دلوین طبیعی نیستش. نکنه دارن مجبورش میکنم؟ چرا سر یه تقاشی باید جیغ و داد بکنه که بفرستش برا سیما؟

    ۴ ماه پیش
  • فروغ

    0

    من حساب کردم با همون ۶۰۰ نیاز به ۳۰۰۰۰ سکه دارم ولی در عضویت به اصطلاح تخیف میگه ۳۸ هزار و هشتصد🤔

    ۵ ماه پیش
  • Fatemeh

    0

    عزیزم مگ چقدر فرقشه؟ و اینکه همه پارت ها یه تعداد سکه نمی خوان اگر دقت کرده باشید یه سری پارت ها سکه های بیشتری میخوان

    ۵ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عزیزم توی حساب کتابت اشتباه کردی متاسفانه💔 تعداد پارت‌ها رو به درستی مد نظر نگرفتی. در درجه اول باید بگم رمان با تخفیف الان ۶۰ هزاره نه ۳۸. و اینکه شما تعداد پارت‌های فعلی رو فقط حساب کردید و فکر کردید سکه‌ای هشت تومن به نفع‌تونه.

    ۵ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    در حالی که این رمان هنوز تموم نشده و همچنان پارت‌ها بیشتر میشن. بذار با رمان مهمیز برات مثال بزنم اونم بدون در نظر گرفتن تخفیفاتش. اشتراک مهمیز ۱۰۰ هزاره... ۱۷۲پارت قفل داره که باز کردنشون با سکه میشه ۱۰۳هزار. این یعنی با سکه خوندن تازه سه تومن هزینه‌اش بیشتره.

    ۵ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    من برای مهمیز که تخفیف می‌ذارم هزینه میشه ۷۰ الی ۸۰. حالا ممکنه باز کسی فکر کنه نه سکه‌ای خوندن حتما کمتر هزینه می‌بره. خیر! سکه‌ای واسه سه چهار هزار هم که شده هزینه بیشتر میشه. من تلاشم اینه که سکه‌ای هزینه‌اش به اشتراک برسه ولی هستن رمانایی که تا صد هزار هم تفاوت بوده بین اشتراک و سکه‌ای

    ۵ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    برای نپنتی هم دقیقا همینطوره. الان با تخفیف یکی میخره شصت تومن. در حالی که سکه‌ای ها تا پایان رمان بالای صد هزار هزینه‌شون میشه. بنابراین خرید اشتراک برای مخاطب مقرون به صرفه تره.. کما اینکه داشتن اشتراک همیشگیه ولی سکه حکم یکبار مصرف رو داره. امیدوارم توضیحاتم شفاف بوده باشه💚

    ۵ ماه پیش
  • فروغ

    0

    سلام بانو یسوال من تا پارت ۱۶ رو خوندم الان اگه عضویت بدم آیا برای اون پارت هایی که دونه دونه پرداخت کردم هم پول کسر میشه؟؟ آخه یبار همچنین اتفاقی برام افتاد

    ۵ ماه پیش
  • عاطی

    0

    دوک بهانه است همه میدانیم.. سورن هول🤣

    ۶ ماه پیش
  • محرابی

    0

    وای از دست این سورن خب دق دادی بیچاره رو. ممنون خدا قوت

    ۸ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۷ ماه پیش
  • آمینا

    3

    دردسر تو راهه ولی نه واسه ما

    ۹ ماه پیش
  • آمینا

    2

    بیچاره دنیز دخترش هم باهاش جور نیست لااقل دلش خوش باشه.دنیز برو به سورن بگو یه مادرشوهر دارم اگه سگات گرسنه هستن😅😅

    ۹ ماه پیش
  • شادان

    0

    ان شالله که زودتر ادامه ی این پارتم بیاد ببینیم چی میشه

    ۹ ماه پیش
  • شادان

    2

    یه حسی دارم که سینا هم مثل میعاد بوده ...اینقد دنبال کار کردن برای این ادما و تشکیلاتشون بوده ..و اینقد کارشون براش خفن به نظر میرسیده که حاضر بوده هرکاری کنه تا توی این تشکیلات باشه اما حالا که داره کار میکنه تازه متوجه شده دنبال چه کاری بوده و حتی پشیمونم هس از اینکه پا توی این راه گذاشته

    ۹ ماه پیش
  • شادان

    2

    توی این بدبختی هایی که دامن گیر دنیز شده ..فقط دلم برای سینا میسوزه ..خودش میدونه راه برگشتی نداره از همایونفر ها ولی کسی دیگه اینو نمیفهمه ..

    ۹ ماه پیش
  • حدیث

    0

    جناب اکبریو نشون بدید یکم خودشیرینی کنه من از این حالت در بیام بهش بگم همون اشکان اینجوریه یه حالیه باباااا الان مجبورم به خاطر ابهتی که داره اینطوری صداش کنم😔😔

    ۹ ماه پیش
  • حدیث

    2

    به حرف جناب اکبری گوش کنید خانم زارع ایشون یه عمری با همایونفر بزرگ زندگی کردند😔😅

    ۹ ماه پیش
  • حدیث

    1

    خب خب خب بدبختی تازه داره شروع میشه دنیز خانم😊😊

    ۹ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️