پارت پنجاه و ششم :



کم کم دارم به این نتیجه می‌رسم که باید هفت خان رستم را طی کنم تا بتوانم به خوابگاه برسم. درب ورودی جشنواره را رد می‌کنم و از سخت‌ترین مرحله بازی عبور می‌کنم. سعی می‌کنم طوری رفتار کنم که دیگران به من مشکوک نشوند. از ترس در حال قالب تهی کردن هستم. باید هرچه زودتر خودم را به محوطه خوابگاه برسانم و گوشی را به شارژ زده و با حاج علی تماس بگیرم. حتی جرات نمی‌کنم که به پشت سرم نگاه کنم پ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!