پارت صد و ششم :

از خواب که بیدار شدم صبح شده بود. لوسی کمی اونطرف‌تر از من خوابیده بود. لبخند ناخواسته‌ای زدم و از جام بلند شدم. آبی به دست و صورتم زدم و آماده شدم که وکیلی تماس گرفت. با صدای زنگ موبایل لوسی هم بیدار شد و سرجاش نشست. تلفن رو جواب دادم و گذاشتمش روی پخش.
-سلام خانوم جلالی، صبحتون به خیر.
-سلام جناب وکیلی، ممنونم. صبح شما هم به خیر.
-غرض از مزاحمت خواستم ببینم آماده‌اید برای روز او

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!