گیلاس های نارس به قلم نسترن جوانمرد
پارت شصت و دوم :
ساعت داشت به نیمه میرسید، اما خیابانهای رشت انگار تازه جان گرفته بودند. باران تند میبارید. گاریهای غذا، با شیشه یا پلاستیک، برای خودشان سقفی سرهم کرده بودند و بخارِ داغ خوراکها، هوا را مهآلودتر نشان میداد.
از دکهی کنار خیابان یک پاکت وینستون قرمز گرفت. یکی را همانجا آتش زد؛ ایستاد کنار جدول، زیر درختی کمبرگ. قطرات باران کلاه هودیِ شیریرنگش را خیس کرده بود، اما حتی
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟
سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارتهاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمانهای كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
واقعا همه چیز سر نگفتن ترنگ شروع شد...
۵ ماه پیشZoha
0الهی بگردم برای دل مسیح..چی به سرش اومد.. با خوندن این پارت به نتیجه رسیدم که تا مسیح عاشق حنا بشه و حنا هم عاشق مسیح بشه، گیسامون سفید میشه
۶ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
یکم گذاشتمش روی دور تند خیالت راحت 🤍 ولی واقعا مسیح چند شبه پیر شد و کلی چیز تجربه کرد که آسون و راحت نبودن...
۶ ماه پیشهانا?
0چقد عشقشون قشنگ بود:)))🥀
۷ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
خیلی قشنگ:))
۷ ماه پیشترنم
0ترنگ مگ قرار نبود پنهون نکنی کاش میگفتی همه چیو💔 و خیلی کاش های دیگ
۷ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
حیف و صد حیف...
۷ ماه پیشترنم
0حاضرم از صبح تا شب برای این حال و روزش گریه کنم💔😭
۷ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
من که گریه هامو کردم جات خالی
۷ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
من که گریه هامو کردم جات خالی
۷ ماه پیشاکرم بانو
0خوبه که فهمید ترنگ حداقل خیانت نکرده بهش،و خوبه که اون گوشی رو شکست... فقط من هنوز پولاد و حنا رو بیشتر میخوام🫣🫣🫣
۷ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
پس باید یکیو بیارم که فکرحنا رو از سر شما بیرون کنه 🗿🗿🗿
۷ ماه پیشزهرا z
0اخ از دل مسیح چقدر درد داره🥺🥺🙏💯
۷ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
مسیح تا صبح درد داره
۷ ماه پیشراز
1بانو دلمون براتون تنگ میشه زود زود پارت بزار
۷ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
چشم چشم چشم
۷ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
چشم چشم چشم
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فخری
0اگر از اول ترنگ حقیقتو میگفت کار به اینجا نمی کشید.خسته نباشی عزیزم عالی بود ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️