پارت صد و هشتاد و یک :


- ترانه! من که نمی‌تونم چیزی رو عوض کنم که دست خودم نبوده. نهایت کاری که از دستم بربیاد اینه که شبیه اون یارویی که تخم من رو تو دل افروز کاشت نشم. تا محرم من نشدی، دست از پا خطا نکنم. دنیارو بریزم به هم که آب تو دل تو تکون نخوره. ولی اگه برات مهمه تخم و ترکه‌م به کی وصله و چه مدلی وصله، همین جا کاتش کن قربونت برم! اذیت نکن خودتو! به جون ترانه، نامردم اگه تا آخر عمر مزاحمت شم.
- د همین دی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا z

    5

    عجب دل و قلوه ای میدن اینا😂😂

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    🥰🥰❤️

    ۹ ماه پیش
  • پرنیا

    3

    عطا چ عشقی میگنه عوضی😍😂

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😅😅❤️

    ۹ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️