پارت هشتاد و دوم :

- یعنی حاضری اینجا توی انبار بخوابی اما تو خونه ی من نه؟
کمی مصممتر و محکمتر از قبل جواب داد:

- من از پس خودم برمیام پارسا. لطفا سعی نکن جای من تصمیم بگیری. آخرین باری که یکی باهام این کارو کرد برای همیشه طردش کردم. الانم که اینجا پیش توام واسه اینه که احساس کردم تو با بقیه فرق داری. نذار از تو هم ناامید بشم.
نگاهش موجی از استیصال و نگرانی بود. دستی به ته ریش روی صورتش که از فرط نگ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت باران در رمان اگر باران ببارد باران
تصویر شخصیت ایرج در رمان اگر باران ببارد ایرج
تصویر شخصیت فریبا در رمان اگر باران ببارد فریبا
تصویر شخصیت پارسا در رمان اگر باران ببارد پارسا
تصویر شخصیت سامان در رمان اگر باران ببارد سامان
تصویر شخصیت ناهید در رمان اگر باران ببارد ناهید
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!