پارت چهارده :

سگرمه در هم کشیدم.
- چی می‌گه آقا عماد؟
حالا اخم کرده و به فرش تارنمای بی‌بی زُل زده بود. بی‌بی حالش بد بود و حالا وقت این مسخره بازی ها نبود. خم شدم و زیر پاهای بی‌بی را گرفتم:
- بجمبید آقا عماد. وقت تنگه.
لب گزیده و بالاخره نگاه عسلی‌اش را به چشانم دوخت :
- مردش راضی نیست دکتر تهرونی!
صدایش خش برداشته بود و انگار دوباره شده بود همان عمادی که آن شب به زور به دنبال وانت فرس

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فروغ

    0

    تینا کیه مگه قبل این رمان باید رمان دیگه ای خونده بشه

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم. تینا نامزد سابق معلم یعنی آراز هست. شخصیت اصلی رمان زمزمه آسمان هستش که در بخش آفلاین گذاشته شده منتهی نیازی به خوندن جلد اول نیست. جلوتر هر چی در مورد تینا لازمه گفته می‌شه ولی خوشحال می‌شم اگر زمزمه رو هم بخونید❤️❤️

    ۴ ماه پیش
  • Hani

    0

    الهی بگردددددم آراز یاد تینا افتاد ♥️♥️♥️💔💔💔🥹🥹

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    آره طفلی. گرفتار یه سوگ حل نشده شده😞😞

    ۴ ماه پیش
  • حانیه.س

    2

    من زمزمه رو نخوندم میشه یه توضیح بدی متوجه شم

    ۹ ماه پیش
  • Hani

    0

    برو بخون زمزمه اسمان رو تو بخش افلاین فوق العادس

    ۴ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی

    0

    رو آراز دست بلند کرد....🥲💔

    ۵ ماه پیش
  • میم

    1

    وای خدا همون جمله ای رو بهش گفت که تینا رو نجات داد بهش گفته بود وای آراز،آراز فکر کنم بهش گفت این وقت شب با دوتا بچه تو خیابون نباید باشید ولی تینا عصبانی شد ودقیقا همین حرفارو زد 😭😭😭

    ۹ ماه پیش
  • مهری

    1

    من سر بلایی که سر تینا و آراز اومد خیلی گریه کردم تازه یادم رفته بود چقد سختی کشیدن اون دوتا حالا اینجا دوباره آراز پیداش شد .طفلک😔😔

    ۹ ماه پیش
  • نگار

    1

    اراز کیه میشه ب منم بگین؟؟؟!

    ۸ ماه پیش
  • ساناز

    2

    💙🧡🤍❤️💛🩶🤎💚🩵💜

    ۹ ماه پیش
  • اکرم بانو

    3

    ای خدا،لالین بردش پیش فال گیر برا چی... حالا اون ماره کیه؟پارسا؟

    ۹ ماه پیش
  • عسل

    2

    خسته نباشید یلداتون مبارک فاطمه جان

    ۹ ماه پیش
  • میم

    2

    یلدای شما هم مبارک فاطمه بانو،خیلی عالی بود❤️🙏🏻🌹

    ۹ ماه پیش
  • میم

    2

    این زنه بیشتر فالبین وجادوگر می خورد تا شکسته بند 😮

    ۹ ماه پیش
  • پرنیا

    1

    من زمزمه رو خوندم ولی چرا یادم نمیاد 🤔 باید دوباره برم بخونمش

    ۹ ماه پیش
  • هدی

    2

    به به فالگیر هم هست😁

    ۹ ماه پیش
  • اسرا

    2

    شایدپشتکارنفس اون یادتیناانداخت ولی این آخرپارت چه بود🙏

    ۹ ماه پیش
  • راز

    2

    تینا هم ی جنگجو بود واقعا مثل نفس و آراز و تینا همدیگرو میپرسیدن .حیف ما چ گُلایی رو از دست دادیم.

    ۹ ماه پیش
  • راز

    1

    فک کنم آقا معلم حرفای نفس براش ی دور تکرار داشت مث حرفای اولین بار برخوردش با تینا یا شاید صدای نفس با تینا مث هم بودن ک چشاش اشکی شد نمیدونم شاید

    ۹ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️