پارت دویست و سیزده :

- ازت متنفرم.
- حسمون متقابله.
- امیدوارم موتورت چپ کنه بمیری.
- الانم می‌تونم یه جوری بندازمش توی جوب که فقط تو بمیری... بعدش با عمه‌ت میرم پِی زندگیم.
- هیچوقت دستت به عمه‌م نمی‌رسه... مگه نه عمه؟!
حجم نفرت بین مکالمات آیوار و دیانا به حدی زیاد بود که واقعا جای نگرانی داشت. به نظرم اصلا عادی نبود که انقدر از هم بدشون بیاد. اصلا من چه خری باشم که یه دختر بچه پنج ساله و یه پسر بچ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • محیصا

    0

    هزاران رمان خوندم ولی بهترینش همین تکینیکا بودن

    ۱ هفته پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    ✨✨

    ۱ هفته پیش
  • کیان اعتماد بسقف کاذب

    0

    خیلی خوب بود

    ۳ هفته پیش
  • جد پفیوز اندرس

    4

    ۲۸۵ روز بدون تکنیکا💔🌚

    ۳ هفته پیش
  • جد پفیوز اندرس

    10

    ۲۸۰ روز بدون تکنیکا🗿🚬

    ۴ هفته پیش
  • جد پفیوز اندرس

    6

    بیشتر از ۱۰ بار این رمان روخوندم همه ی دیالوگاش رو حفظم ولی هنوز که هنوزه برام تکراری نمیشه و میخام بازم بخونمش😭اخ تکنیکا چیکار کردی با دلم🛐

    ۴ هفته پیش
  • جد پفیوز اندرس

    10

    بهترین نویسنده جهان: حمیده خوشبخت🎀🛐.بهترین رمان جهان:تکنیک های مخ زنی🎀🛐

    ۴ هفته پیش
  • جد پفیوز اندرس

    9

    حمیده هم شیاطین سیاه و هم جغدانبار رمان های خیلی قشنگین ولی هیچی تکنیکا نمیشه😭🛐

    ۴ هفته پیش
  • جد پفیوز اندرس

    7

    واقعا تکنیکا رمان نبود انگار منم با شخصیتا زندگی کردم تکنیکا زندگی من بود🎀

    ۴ هفته پیش
  • جد پفیوز اندرس

    3

    ۲۷۹ روز بدون تکنیکا💔🌚

    ۴ هفته پیش
  • Yasii

    6

    شاید باورتون نشه ولی من با این رمان زندگی کردم من با این رمان گریه کردم خندیدم و به شخصه میتونم بگم بهترین رمانی بود که خوندم عاشقشمم هرچی بگم کمه اصلا دیدم به زندگی عوض شد و خیلی دلم خواست جایه نگار باشم کاشکی فصل پنجم هم داشت با تمام وجود میخوندمش.🙂

    ۱ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    عزیزکممم

    ۱ ماه پیش
  • جد پفیوز اندرس

    1

    ولی باید تارا رو با سورن شیپ میکردیم هردوشون ماشینن منظورمو میفهمین؟

    ۱ ماه پیش
  • فافا

    0

    اخ قلبم خیلی زیبا بود 🥺

    ۲ ماه پیش
  • سلما مقم

    1

    وای خیلیی دوستش داشتم الان تمام کردم افسرده دوعالم شدم کمکک خیلیی رمانت هاتونو دوست دارم کلا از غم غصه دور میکنه ادمو ممنون به خاطر رماناتون 😭❤️

    ۲ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    قربون شما💖

    ۲ ماه پیش
  • اتاناز

    1

    این رمان از فصل اولش دنبال میکنم هم رمان غمگینی بود هم طنز من خیلی دوستش دارم وو خیلی ناراحتم تموم شدهه

    ۲ ماه پیش
  • Yeganeh

    4

    وای وای وای عالی بود دختر خدایی عجب ذهنی اصلا خدا انگار واسه خلقتت وقت ویژه ای صرف کرده لعنتی رمان نبود که عین زندگی بود اصلا ادم میخوند عشق میکرد یعنی فقط منتظر رمانای جدیدتم تا عشق کنم دمت گرم بالا بالا ها ببینیمت

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️