پارت دویست و چهل و هفتم :

ردم و همراه خواننده دست زدم و خوندم: ترشیدی، عشقم ندیدی، حرفام نشنیدی.rnبه من خندیدی... با حرص و عصبانیت در ماشین رو باز کرد و پیاده شد که تند شیشه رو پایین کشیدم .rnباز باهاش خوندم: حالا ترشیدی...

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Aylar

    1

    دستتون درد نکنه نویسنده رمان بسیار عالی و زیبایی نوشتین مرسییی❤️❤️❤️

    ۳ ماه پیش
  • آمنه آبدار (الهه) | نویسنده رمان

    خوشحالم که از خوندنش لذت بردین💗✨

    ۳ ماه پیش
  • Zahra

    0

    شاید زیبا ترین رمان طنزی که خوندم 🚶 ♀️

    ۳ ماه پیش
  • آمنه آبدار (الهه) | نویسنده رمان

    خوشحالم که خوشتون اومده، سیاهی لشکر که مرتبط به رمان ویانانیوز هست رو می‌تونید از بخش آنلاین بخونید.🤍

    ۳ ماه پیش
  • Zahra

    0

    ععع نمیدونستم حتماااا شروعش میکنم....

    ۳ ماه پیش
کپی شد!