جمجمه ی شیطان به قلم معصومه علیایی
پارت چهل :
صحرا که نگاهش روی مسعود و گلی بود، صورت از رفتار آن مرد که مشخص بود قصد فریفتن گلی را دارد جمع کرد و زیر لب ایش کم جانی ادا کرد. مسعود، مو را دور انگشتش پیچاند و اخم که از چهرهی گلی رخت بست و به جایش کششی هر چند محو به چهرهی گندمگونش بخشید، مسعود، چون او، محوی لبخندی را به لبهایش مهمان کرد. سر پیش برد و فاصلهی بین صورتهایشان را که کم کرد، لب زد:
-خیر سرم شوهرتم، مگه میذارم زنم طوری
مطالعهی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

معصومه علیایی | نویسنده رمان
حقش بود واقعا، آره بابا ترسو نبود که اینطوری نمیشد😂
۶ ماه پیشSare
0جمال حماااللل 🤬🤬🤬ملکت میشم و ملک الموتت ***🤬🤬
۶ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
دیدی چهطوری به غلط کردم افتاد😌
۶ ماه پیشالناز
0من نمیدونم چرا هرکس از راه میرسه میخواد واسه صحرا سایه سر شه حالا میثاق یه چیزی ولی بقیه رو واقعا درک نمیکنم
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
از بس دخترم خوشگله همه میخوان باهاش مزدوج بشن😌
۷ ماه پیشSare
0ولی قبول داری این دو تا واقعا ب ھم میان (صحرا و میثاق)😍😍😍😍😍
۶ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
در این که شکی نیست ولی خب بذار ببینیم صحرا خانمم دلش نرم میشه یا نه، هر چند با وجود شادی فک نکنمممم😁😂
۶ ماه پیشفاطی
0آدمها فکر میکنن زن که تنها شد میتوانند از او استفاده کنند ولی نمیدانند تا زن را به حریم شخصیش نزدیک نشوی آرام است خدا نکند شیر شود..شیرزن میشود
۶ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
اونم شیرزنی مثل صحرا😎
۶ ماه پیشElina
0صحرا به معنای واقعی دیوانه ای تو دختر🤣🤣بدبخت جمال خیس کرد خودش 😂
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
تا اون باشه دیگه پاشو از گلیمش درازتر نکنه😂
۷ ماه پیشElina
0واییی عاشق جواباش بودم دیوونه دیوونه عاشقشم🤣🤣 لنتی آنقدر جواباش خوب بود😂💔 امان از روزی که میثاق بهش پیشنهاد بده وایی چی بشه😂🤦
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
میثاق قبلش باید خوب ازش فاصله بگیره که فرصت فرار کردن داشته باشه😂
۷ ماه پیشNastaran
0چه پخت و پزی میکنه نویسنده عزیزمووووون🥹🤗✨️
۸ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
عزیزم خب من ذوق کردم آخه🥺
۸ ماه پیشNana
0حقش بود مرتیکه گاگول حیف صحرامون نیست
۸ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
همینو بگو، چی تو خودش دید فکر کرد صحرا میاد زنش بشه
۸ ماه پیشفاطیما
1آخیش حقش بود😅😅 خسته نباشی بانو
۸ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
آره والا😂 ممنون
۸ ماه پیشمحرابی
0ممنونم معصومه جان برای گذاشتن عکس شخصیتها. چقدر شادی خوشگله
۸ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
ممنون عزیزم، آره دخترم خیلی قشنگه🥺
۸ ماه پیشراز
1خسته نباشی بانو خوب حالش رو جا آورد
۸ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
حقش بود😂 مرسی عزیزم
۸ ماه پیشمحرابی
0ممنون معصومه جون. دم صحراگرم خیلی حال کردم خوب دمشو قیچی کرد مفنگی وخوش اشتها
۸ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
تا اون باشه دوباره جرات نکنه حتی صحرا رو نگاه کنه😎 ممنون عزیزم
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

انیگما
0آخ آخ جمال حقت بود🤣🤣 باید همون جوری نفله میشدی😒 ولی خدایی چه جمال ترسوعه ها 😏😏🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣