آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت شصت و نهم :
_ بلدی کیک بپزی؟
ابروهایم با تعجب بالا پریدند و طوری که انگار اشتباه شنیدهام، با تردید گفتم:
_ چی؟
_ بیا خونهام. به مناسبت تولد با شکوهم میخوام دعوتت کنم.
انتهای جملهاش را با خنده گفت، طوری که انگار مضحکترین جمله دنیا را به زبان آورده.
چشمانم به سمت عکسها چرخیدند. او شبیه به یک قرص ضد جنون شده بود. هر زمان دیوانگی به مغزم پنجه میانداخت، برای رهایی از جنون از او اØ
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
ترنم
1از اونجایی که آوا غیرقابل پیش بینیه پس زوجمون قطعا تارا و کایا نیس،آوا خوابای قشنگی برامون دیده😌
۲ ماه پیشAida
2واوو!!غیرقابل باوره!!این دوتا باهمم؟؟اصلا و ابداا
۲ ماه پیشنرگس
0پس تارا رو با کی شیپ میکردی؟
۲ ماه پیشAida
1حقیقتشو بخوام بگم شیپ نمیکردم😂 فکر کنم من اشتباه فکر میکردم که دنبال شخصیت آیلین بودم توی تارا و خب یه اشتباه بزرگ!!و به همین دلیل شیپشون نمیکردم باهم😂
۲ ماه پیشنرگس
1داداش خوبی؟😂تارا از پارت اول با یکی بود،آیلین اصن یه بارم تو عمرش نرفته بود تو رابطه با کسی
۲ ماه پیشAida
1نه بخدا خوب نیستم دارم رد میدمم البته رد دادم دیگه چیزی ازم نمونده
۲ ماه پیشنرگس
0اینا که هنوز چیزی نیس👄
۲ ماه پیشNina
2یا خدا چقدر غیر منتظره بود برگام ریخت🤣
۳ ماه پیشزن کایا
1وااااای خدااایاااا بلاخره دعاهام مستجاب شد بلاخره بعد از ۶۸ پارت همدیگرو(حالا یهویی یا هرچیزی) بوسیدندددددددددددددددد🥹🥹🥹😭😭😭😭🎀🎀🎀🎀🎀
۵ ماه پیشAysan
2آخ جونننن دستکشی پارتنرش نیستتتتت🤲🏻😂
۵ ماه پیشHamraz
5وانععنسنعسنعسحعسنهینهیعخسعخ بلاخرههه😭😭😭😭😭😭
۶ ماه پیشدنیز؛
5بالاخرههههه وایییی من *** ذوقق 😭😭😭😭
۶ ماه پیشتوتوفولوگی
8تارا خواهر بهت تبریک میگم🎀😂 کایاااااااااا خیلییییی هاتیییی مرد وای خیلی خوشحالم😂 ولی حس می کنم قراره کلی گریه کنم در ادامه...
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
نه بابا گریه چرا
۷ ماه پیشتوتوفولوگی
3الان تو پارت ۹۶ با قلبی اندوهگین ام چرا اذیتم می کنی؟🙄😂
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
بابا اینا که دست گرمیه
۶ ماه پیشتوتوفولوگی
0بیا خودت داری اعتراف می کنی، خدا به ما رحم کنه.😭😂
۶ ماه پیشرندوم
0آخیش بلاخره زوج رمان رو فهمیدیم کیه 😂
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
مبارکه😂🤝🏻
۷ ماه پیشطنین
2اماترتربنهبیراییهتدرزحجن وااااایییی خدایااااا قلبمممم اکلیلی شددد🫠🫠🫠🥹🥹🥹🥹🥲🥲
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
😍🥹
۷ ماه پیشنفس
2وای چه پارت دلنشین وخوشمزه ای منم دلم خواست😂🥰
۷ ماه پیشنرگس
1وایییییییییییییی این حرکت خیلی شوکم کردددددد
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
😁😁
۷ ماه پیشSarina
17بنظرم به روحیه خشن و سرد تارا یه پسری مثل کایا میاد، کایا هم تا اینجای رمان قشنگ مشخصه ک فقط واسه تارا مهربونه و بنظرم شخصیت خفنی داره. ولی همین تضاد بینشون زوجشون رو قشنگ میکنه.
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
آفرین دقیقا. اونقدرا هم که بقیه فکر میکنند کیوت نیست. فقط واسه تارا خوبه
۷ ماه پیشmacani
3پشمام. داداش اینا جدی جدی دارن زوج میشن😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐(دستکشی؟؟؟؟ 😶)
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
1نمیدونم چرا خوشحال نشدم فقط میتونم به عنوان دوست تارا بپذیرم..شاید گیج و منگ بوده و فکر کرده یکی دیگس که شبیه تاراست و اشتباه کرده همین😒