پارت چهارم :

در را که بست، دوباره آن را هل داد تا از بسته بودن آن اطمینان حاصل کند. مسئولیت پذیری از سر و رویش می‌بارید. نگران از حال نیل‌رام و رفتار عجیب غریبش سمت ماشین بازگشت و سوار شد. در را که بست بدون آنکه ماشین را روشن کند، سمت نیل‌رام چرخید. دخترک خیس بود اما چرا؟ در میان آن صورت چرکی و کثیف که معلوم نبود آن رنگ قرمز از کجا روی صورتش نشسته است، نگران و مضطرب مدام سرش را به اطراف می‌چرخاند. در حا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت نقشه پارسه نهایی در رمان جادوی کهن جلد سوم | باور نقشه پارسه نهایی
آخرین نظرات ارسال شده
  • طوفان

    0

    اخی الهی دورت بگردم دختر 🥺🖤🥺🖤

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️