پارت سی و ششم :

جمله‌ای که گفته بودم، مثل چیزی نیمه‌کاره در هوا مانده بود و حالا همان نیمه‌تمامی، فضا را شکننده و ناپایدار کرده بود. قدمی کوچک برداشتم، شاید برای فرار، شاید فقط برای این که وانمود کنم هنوز کنترل اوضاع دست من است. اما پیش از آن که وزنم کامل روی پای جلویم بیفتد، صدای قدم‌هایش را شنیدم؛ قدم‌هایی سنگین و بی‌وقفه که لرزششان از کف چوبی بالا آمد و از ساق پاهایم گذشت، مثل طوفانی خاموش که در

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت اذر در رمان روح جنگل اذر
تصویر شخصیت لی لی در رمان روح جنگل لی لی
تصویر شخصیت هومان و مانی در رمان روح جنگل هومان و مانی
تصویر شخصیت فریبا در رمان روح جنگل فریبا
تصویر شخصیت پدر لی لی(الیاس) در رمان روح جنگل پدر لی لی(الیاس)
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مادمازل

    3

    ای وای 🥲 یه تجربه تلخ تو گذشته... لی لی طفلی

    ۵ ماه پیش
  • نعنا

    1

    هعی هعی بازم *** به جسم وروان دختران کوچک لی لی درمانده ام 🥲

    ۸ ماه پیش
  • دیانا

    2

    آنیا مامان لی لی؟🤔

    ۸ ماه پیش
  • فاطی

    2

    یعنی وقتی اتفاقی که لی لی براش افتاده مامانش بالاسرش بوده و دیده..حالا اونیکه این عمل و انجام داده کی بوده..آنیا..شاید آنیا نقاب زن داره..شاید آنیا یه اتفاقی براش افتاده و انتقام میگیره...پوووف

    ۸ ماه پیش
  • فاطی

    1

    فعلا هیچ حدسی مد نظرم نیست شاید آنیا از مردها متنفره براشون علامت میذاره بعد میکشتشون..چرا برای لی لی هم نشونه گذاشته..امکانش هست نویسنده عزیزم با یه راهنمایی کوچولو خوشحالمون کنی..😁

    ۸ ماه پیش
کپی شد!