گیان یعنی جان به قلم فاطمه اصغری
پارت سیزده :
پیش از ارسال پشیمان میشوم و پاکش میکنم. دلیلی ندارد بخواهم ذهن وحید را حتی با یک شوخی ساده در مورد خودم سیاه کنم. برایش از خبر جدیدی مینویسم که در حال حاضر دارد قلبم را میان مشتش مچاله میکند.
- حسین داره میره. تو خبر داشتی وحید شیرودی؟
هر چه منتظر میمانم جواب نمیدهد. شک ندارم او هم خبر داشته. حتما این سکوتش هم برای این است که جواب مناسبی پیدا نکرده. روی تخت دراز میکشم و گوشÙ

لطفا صبر کنید...

فاطیما
0درود و مهر به نویسنده محبوب خودم فکر میکنم دقیقا همینه دلیل رفتن حسین🥲