پارت دویست و ششم :
دستم رو به چارچوب در بند کردم و با قدمهای آروم و محتاطانهای وارد اتاق شدم. با دست دیگهم کیسه آب گرم رو زیر دلم نگه داشتم و از گرماش تغذیه میکردم.
رویا شونههام رو گرفته بود و کمکم میکرد تا سمت تخت برم. اگر اون نبود، با این درد فجیعی که پاهام رو میلرزوند عمراً میتونستم راه برم.
- آروم عزیزم، آروم... دراز بکش. حالا که قرص و سوپ خوردی یکم دردت کمتر میشه.
تارا با دیدنم، اب
مطالعهی این پارت حدودا ۲۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
ستایش
2اسپویل اسپویل🚨🚨🚨
۴ ماه پیشنهال
1عررررررر گریه گریه گریه گریه 😭
۵ ماه پیشفن آیواررر
3ای خوشبخت خدا بگم چی کارت کنه از اول رمان تا الان فقط خندیدم ولی الان دارم مثل سگ گریهه میکنم چرا با بچم آیوار این کارو کردی الهی بمیرم برات که خوشی همیشه باهات لجه پسر قشنگممممم
۵ ماه پیشعسلی
0چقدر تو شجاعی و قوی بودی نگار قشنگم 🥲
۶ ماه پیشهنیا
6آیواره بیچاره ی من ... کاش دنیا انقدر باهات بد نبود و هربار تورو مقصر و اشتباه جلوه نمیداد ،کاشکی یبارم که شده تاوان گناه های نکرده یا ناخواسته رو نمیدادی،کاشکی انقدر محکوم به تنهایی نبودی، دلم برات خون شدپسره بیچاره ی من =)💔
۶ ماه پیشHelia
0یاسین نرفت فرودگاه چرا
۷ ماه پیشیاس
2فقط میتونم بگم 😭😭
۸ ماه پیشفن آقای ببولی
4پارمیس چرا دیگه *** نیس موهاش من بلوندی خودمون میخواممم
۸ ماه پیشالهه
4داستان بی رحمانه ایه
۸ ماه پیشبدون نام
8حمیدهههههههه کی پارت میدی پس 😡😭😭🥺🥺
۸ ماه پیشفهیمه
5حمیده گفت تا آخر هفته پارت نمیده آخر هفته میخواد یه جا بده🤦 ♀️
۸ ماه پیشطرفدار نگار
3بخدا بعداً میاد دوتا یا ستا پارت میده میگه نشد تموم بشه 😓☹️
۸ ماه پیشفن محسن حرومزاده
2فداتشم حمیده داره پارت های اخر رو مینوسه نمیخواد یکی دوتا بده میخواد همه رو باهم بده😢
۸ ماه پیش.......
3نگار خیلی هم حق داشت نمیتونی ایوارو مظلوم جلوه بدی
۸ ماه پیشKarolin
2زن چرا هر دفعه اصرار داری سر هر پارت اشکمونو دربیاری😭
۸ ماه پیشطرفدار نگار
4سیسیا حالا چرا ایوار ب نگار گف تقصیر منه رف کما و هنوز تو کماعه؟ شاید ب ایوار سپردنش اینم یادش رفته انسولینشو بزنه یا تو خونه نوشابه یا *** گذاشته اینم خورده الله و اعلم حمیده
۸ ماه پیشطرفدار نگار
1هی میخوام این دختره دریا پینار(نگار)رو تصور کنم حمیده میاد تو ذهنم همش حس میکنم این نگار حمیده س،☹️😅 قیافه رویا رو هم اون دختره تو فیلم فرید یا چشم چران عمارت زن فرید میاد تو ذهنم ،بلوندی هم تو فیلم گرگ و میش ی دختری بود فک کنم اسمش آلیس بود خواهر رزالی و ادوارد اون تو ذهنمه
۸ ماه پیشزهرا
1واقعا باورم نمیشه هر چقدر بگم بازم کمه آخه چرا تا چرا اینجوری داره پیش میره دیگه واقعا نمیدونم باید چی بگم یا چه عکس العملی نشون بدم
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Ati
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
وای خدا قلبم میخاد ایست کنه عرررررررر اون از دیاکو که مرد اونم رضا و امیر اینم آیوار چراااااا اخه