پارت یازده :

بدون نگاه در چشمانم طنابی که میان پاهایش نگه داشته بود را طرفم می‌‌گیرد.
_ بگیرش.

طناب سرد را چنگ می‌زنم؛ طنابی دیگری که در دست داشت را باز کرده و پشت‌پاهایش تنظیم می‌کند و در همان حین توضیحات لازم را می‌دهد:
_ ده دقیقه گرم می‌کنیم که سه دقیقه‌اش طنابه...بعدش سی دقیقه تمرین تکنیک و قدرتِ انگار سه دقیقه کار، یک دقیقه استراحت بیست دقیقه بعدیشم بدنسازی انفجاری ...

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • غزال

    2

    خیلی باحال بود کصافت 🤣🤣🤣🤣

    ۷ ماه پیش
  • F.m

    0

    از این پسره خوشم اومد باحاله😂 ای منحرف بیشعور🤣🤣 بگید من منحرف نیستم منظورش همین بود😂💔

    ۷ ماه پیش
  • Mee

    2

    ای مرتیکه بیشعور سهمش خورده پس 🤣🤣🤣 فکر کنم پریزاد برای همین موهاش مشکی کرد شبیه آیدا بشه ولی چراا

    ۷ ماه پیش
  • Mee

    1

    پریزاد که آنقدر عاشق شطرنج چرا واقعا اومد به سمت بوکس که این همه خطرناک هم هست چراا

    ۷ ماه پیش
کپی شد!