پارت یازده :

بدون نگاه در چشمانم طنابی که میان پاهایش نگه داشته بود را طرفم می‌‌گیرد.
_ بگیرش.

طناب سرد را چنگ می‌زنم؛ طنابی دیگری که در دست داشت را باز کرده و پشت‌پاهایش تنظیم می‌کند و در همان حین توضیحات لازم را می‌دهد:
_ ده دقیقه گرم می‌کنیم که سه دقیقه‌اش طنابه...بعدش سی دقیقه تمرین تکنیک و قدرتِ انگار سه دقیقه کار، یک دقیقه استراحت بیست دقیقه بعدیشم بدنسازی انفجاری ...

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • غزال

    2

    خیلی باحال بود کصافت 🤣🤣🤣🤣

    ۹ ماه پیش
  • F.m

    0

    از این پسره خوشم اومد باحاله😂 ای منحرف بیشعور🤣🤣 بگید من منحرف نیستم منظورش همین بود😂💔

    ۹ ماه پیش
  • Mee

    2

    ای مرتیکه بیشعور سهمش خورده پس 🤣🤣🤣 فکر کنم پریزاد برای همین موهاش مشکی کرد شبیه آیدا بشه ولی چراا

    ۹ ماه پیش
  • Mee

    1

    پریزاد که آنقدر عاشق شطرنج چرا واقعا اومد به سمت بوکس که این همه خطرناک هم هست چراا

    ۹ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️