گیان یعنی جان به قلم فاطمه اصغری
پارت ده :
- معلوم نشد کی مرخصشون میکنن؟ بفرستن اون جوجه رو بیاد لااقل. صد ساله نینی ندیدیم.
مامان با لبخند مانتویش را هم به دستم داد و خودش به سمت حمامی که در راهرو بود رفت. حسین وارد سرویس شد و بدون اینکه در را ببندد، شروع به شستن دستانش کرد. بعد هم ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

سادات.۸۲
0شیرین منه🙌