پارت پنجم :

خندید. موقع خنده چالی عمودی به شکل خط یک طرف گونه‌اش می‌افتاد که میان ته ریشش چندان پیدا نبود. اما چهره‌اش را بامزه می‌کرد.

-  نه عزیزم. فقط دل دل می‌زدم واسه یه قاشق از این خورشته. یادم نبود اینجا یکی همه جوره هوامو داره.

تا خواستم جمل ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!