پارت هشتاد و پنجم :

به سمت پرده‌سرای ملکه در راهروها گام برمی‌داشتیم که بانو فرین را دیدم. به همراه ندیمه‌هایش به سمت دیگر می‌رفتند. با دیدن من راهش را عوض کرد و به سویم آمد. به نظر می‌آمد تازه از حمام بازمی‌گردد زیرا لباس ساده‌ای پوشیده و جواهراتش را هم از خود باز کرده بود. به همین خاطر سبک‌تر راه می‌رفت. خیلی زود به من رسید. مقابلش تعظیمی کردم و او بعد از نگاهی سرتاسری به من گفت:
-حال ندیمه‌ات چطور

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • پرنیا

    0

    این نشان پنج پر در کنار کسی که اون رو داشته باشه واکنش نمیده؟همش نگرانم تورتک هم داشته باشه،متوجه نشان ماسیس بشه

    ۹ ماه پیش
  • Kosar

    0

    خیلی خوب بود عزیزم لطفا پارت هدیه هم بزار

    ۱۰ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️