پارت چهل و چهارم :

دستم رو گرفت و دنبال خودش کشید.گفت: «بیا از این فرصت استفاده کنیم و این‌جا رو بگردیم.شاید چیزی که داری می‌بینی آینده‌ی خودت باشه.»
نگه‌اش داشتم.پرسید: «چی شد؟!»
به طرف آینه قدی رفتم.اون آینه در قسمتی از دیوار قرار داشت که من آینه‌ی اتاقم رو نصب کرده بودم.جلوی آینه ایستادم اما تصویرم با کمی تأخیر حرکت می‌کرد.گفتم: «بیا اینو ببین.»
شیرو لبخند بی‌جونی زد و سر جاش موند.دستش رو گ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Azab elahi

    0

    بهراد واقعا من موندم داداش تو با چه منطقی راجع به اینکه بعد از تغییر گذشته شیرو یهو ظاهر شد هیچ تحقیقی نکردی؟ والا من از همون اول بهش شک دارم

    ۷ ماه پیش
  • ۰۰۰۰۰۰

    1

    اوه من داشتم به یک رابطه ی پدر پسری بین شیرو و بهراد فکر میکردم که 😥😥 الان حس قاتل و مقتولی بینشون حس میکنم

    ۷ ماه پیش
  • آرتمیس

    0

    اونوقت بهراد از 14 سالگی پدر شده؟

    ۷ ماه پیش
  • ۰۰۰۰۰۰

    1

    خوب نه منظرم این نبود که خونی باشه یک جورایی همون حس پدرانه که مسعود به بهراد داره بین شیرو و بهراد

    ۷ ماه پیش
  • ابوالفضل

    3

    گاهی وقتا کم عقل بودن بهراد ادمو واقعا عصبی میکنه !

    ۷ ماه پیش
  • رویا

    0

    عه دیالوگ مسعود

    ۷ ماه پیش
  • بی نام

    1

    کاش حداقل ۵ دقیقه بود🥲

    ۷ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ⁦(⁠ ⁠T⁠_⁠T⁠)⁠\⁠(⁠^⁠-⁠^⁠ ⁠)⁩

    ۷ ماه پیش
  • fatima

    1

    نویسنده محبوب من تو بی نظیری ممنونم که هیچکسان رو برامون خلق کردی🥺❤️

    ۷ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    قربونت ⁦༼⁠ ⁠つ⁠ ⁠◕⁠‿⁠◕⁠ ⁠༽⁠つ⁩

    ۷ ماه پیش
  • Melika

    1

    دیدی دلشوره هام بیجا نبود؟🥺💔😭

    ۷ ماه پیش
  • نازی

    2

    منی که بهراد و رونیز و شیپ میکنم :

    ۷ ماه پیش
  • ملیکا

    3

    چجوری از حالا منتظر بمونیم تا فردا🥲🥲

    ۷ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    چشم رو هم بذاری فردا شب شده

    ۷ ماه پیش
  • الهه

    5

    کاش یک شب از همین شبایی که تا آخر بهمن باقی مونده یه پارت طولانی می گرفتیم و عشق می کردیم. از آخرین خوشیای زندگیمون همینقدر مونده...

    ۷ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ⁦ಠ⁠﹏⁠ಠ⁩❤️

    ۷ ماه پیش
  • ملیکا

    1

    سهره کجا این داستان همزاد جنی قوی رو گفته بود؟

    ۷ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    پارت ۳۰

    ۷ ماه پیش
  • Yasaman

    2

    اَی بابااااا تا میاد حساس شه تموم میشه پارت 😤

    ۷ ماه پیش
  • زو زر

    1

    او مای گاد شیرو ترسناک شد👀 به نظرم ریونیز خودشو نشون میده😃 دوس دارم رویارویشونو ببینم

    ۷ ماه پیش
  • ف-

    0

    بهرادِ کم عقللل

    ۷ ماه پیش
کپی شد!