پارت چهل و سوم :

به آشپزخونه رفتم و از توی کابینت شمع و کبریت آوردم.شیرو نصف عکسم رو داخل کمد گذاشت و درش رو بست.لامپ رو خاموش کرد،شمع و کبریت رو ازم گرفت و نصف دیگه‌ی عکس رو بهم داد.همین‌طور که شمع رو روشن می‌کرد گفت: «وقتی خونه‌ت از یه قسمت خاصی برات پیام می‌فرسته،یعنی می‌خواد که به اون قسمت بیش‌تر توجه کنی.در مورد تو،قطعا جواب سوال‌هات توی این کمده.»
«قضیه‌ی عکس و شمع چیه؟»
شیرو: «شعله‌ی ش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • یه نفر

    0

    شیرو بچه ام رو به فنا نده ول کن نیست

    ۶ ماه پیش
  • Azab elahi

    0

    الان مثلا توی آینده ان؟

    ۷ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    نه،توی خونه‌ی ریونیزن.

    ۷ ماه پیش
  • Melika

    0

    اگه حق با هاموس باشه و شیرو، بهراد رو آورده باسه پیش ریونیز چی؟😰 اگه همش نقشه باشه چی؟ توی راه شمال شیرو سگ دید و ترسید مگه میشه توی این موقعیت قرار بگیره و این همه خونسرد باشه؟ یاخدا خودت ازین بچه مراقبت کن😭🤲

    ۷ ماه پیش
  • ماهیرو

    2

    شیرو کم کم بهراد رو به باد میده

    ۷ ماه پیش
  • امیر

    0

    وای خدایا چطور میشه صبر کرد که پارت بعدی بیاد

    ۷ ماه پیش
  • الهه

    1

    این قسمت واقعااااااااااا هیچکسان بود. مرسی ازت.

    ۷ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ممنون از تو ⁦(⁠灬⁠º⁠‿⁠º⁠灬⁠)⁠♡⁩

    ۷ ماه پیش
  • Majja

    1

    اگه مثل اون پرونده ها باشه نه؟ یعنی چی؟! و به پارتی که باز هم کمتر از چیزی که زیرش نوشته طول میکشه کاش واقعا 4 دقیقا طول میکشید حداقل خیلی کمن خو اندازه پارتاا ):

    ۷ ماه پیش
  • زو زو

    2

    برگام😨 چینگده هیجانی بود😃 منم مثل بهراد استرس گرفتم ولی حس میکنم حق با شیرو باشه و اتفاق بدی نیفته

    ۷ ماه پیش
کپی شد!