پارت شانزده :

به لطف هومن خیلی زود به مقصد رسیدیم.وقتی از ماشین پیاده شدیم فهمیدم قد هومن از من هم کوتاه‌تره.قطعا زیرِ صد و هفتاد بود اما برعکس قدِ کوتاه و جثه‌ی کوچیکش،ثروت بزرگ و قابل توجهی داشت! به خصوص خونه‌ش جوری بود که به راحتی توش گم می‌شدیم.خیلی دلم می‌خواست بدونم شغلش چیه که همچین ثروتی به‌هم زده.از طرفی دوست دیگه‌ی مسعود دقیقا نقطه‌ی مقابل هومن بود.تمام مدّت یک کلمه هم حرف نزد.حتی در بَد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۹۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت بهراد در رمان هیچکسان 6 (نوند هیچکسان) بهراد
تصویر شخصیت سورن در رمان هیچکسان 6 (نوند هیچکسان) سورن
تصویر شخصیت مسعود در رمان هیچکسان 6 (نوند هیچکسان) مسعود
آخرین نظرات ارسال شده
  • راوی خاکستر

    0

    منظورش چیه که تو دختر خوبی میشی؟ هومن یارو دوست مسعود نیست که یارو جنگیر رو بهش معرفی کرد؟

    ۷ ماه پیش
  • ریحانه

    1

    به این هومن حس خوبی ندارم

    ۱۰ ماه پیش
  • ستایش

    1

    این یارو هومن چه باحالع

    ۱۰ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️