پارت بیست و نهم :

شمع را از کنار پنجره برداشتم؛ شعله‌اش با کوچک‌ترین لرزش انگشتانم موج برمی داشت و نوری لرزان روی دیوارهای چوبی می انداخت که انگار در همان لحظه می‌خواستند خاطره‌ای پنهان را از دل خط‌وخش‌هایشان بیرون بکشند. با گام‌های آهسته و بی‌صدا به سمت شیشه‌های واژگون‌شده روی زمین رفتم؛ کف چوبی زیر پاهایم سرد و نمناک بود.
وقتی کنار شیشه‌های شکسته زانو زدم، تکه‌های پراکنده‌ی خاک و برگ و دا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت اذر در رمان روح جنگل اذر
تصویر شخصیت لی لی در رمان روح جنگل لی لی
تصویر شخصیت هومان و مانی در رمان روح جنگل هومان و مانی
تصویر شخصیت فریبا در رمان روح جنگل فریبا
تصویر شخصیت پدر لی لی(الیاس) در رمان روح جنگل پدر لی لی(الیاس)
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • سهیل۲۹

    1

    آنیا 😳😳 آنیا رو میشناسه؟ یعنی همین دور و اطرافه؟؟

    ۹ ماه پیش
  • زیبا

    1

    فکر کنم اونی که دنبالش کرد انیا بود

    ۹ ماه پیش
  • A-a

    1

    چه ترسناک و جالب شد ممنون خسته نباشید💐

    ۹ ماه پیش
  • سوگند

    2

    عالی بود پارت عالی بود بانو جان

    ۹ ماه پیش
  • فاطی

    3

    واو...یهویی چی شد..خدای من آنیا این وسط کم بود

    ۹ ماه پیش
کپی شد!