ناجوری به قلم مهدیه فیروزی
پارت دویست و سی و نهم :
هلال ماه نشسته در آسمان تاریک و پر ستاره از پنجره تابید به مزدک نشسته روی کاناپه که آرنجهای پوشیده از آستین بلند تیشرت سفید تنش را که تا میانهی ساق بالا کشیده، به زانوان پوشیده از شلوار جین تنگ ذغالی تکیه داده بود. دو گودال مشکی حبس اقیانوس چشمان مزدک خیره به صفحهی لپتاپ مقابلش، انگشتان دو دستش که بازی با کیبورد را آغاز کردند و چند نوشتهی مخفی و فایل حامل دستور روی صفحه جابهجا ش
مطالعهی این پارت حدودا ۱۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

فاطمه زهرا
0شهرام چرا ازشون عکس گرفت،کیه؟