پارت سی و هفتم :

****
قطعا عاشق کردن اون دختر نباید کار سختی باشه!
بالاخره هیچ زنی نمی تونست مقابل من مقاومت می‌کنه.
دیگران هرچقدر هم بهم بگن خودشیفته برام اهمیتی نداره؛
نمی تونستم اون جذابیتی که داشتم رو انکار کنم!
نگاهی به ساعت رولکس روی مچم انداختم؛ساعت ده صبح رو نشون میداد.
اون باید تا الان بیدار شده باشه.
می تونستم ایده‌ام رو از همین امروز شروع کنم.
من کارای زیادی داشتÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • 𝑨𝒛𝒂𝒅𝒆𝒉✨

    0

    بپا که قراره یه چیزایی به خودت ثابت بشه حاج آقا ریون🫠

    ۲ ماه پیش
  • هلیا

    0

    😭😭نهه... 😭😭😭

    ۸ ماه پیش
  • زهرا

    0

    ای ریون خودشیفته🤣🤣🤣 اعتماد به نفس تا کجا🤣🤣🤣

    ۱۱ ماه پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    تاافق😂

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️