نسیان به قلم سمانه حسینی
پارت صد و چهل و ششم :
با صدای گریه و جیغی که در صدای باران و رعد و برق در هم پیچیده شده بود به سرعت چشم باز کردم
و تلو تلو خوران از اتاق خارج شدم.
میان خواب آلودگی ام به سرعت آباژور وسط راهرو را روشن کردم تا کمی نور به اطرافش ببخشد.
با ترس شدیدی وارد اتاق شدم و بی هیچ کار دیگری فقط محکم در آغوش کشیدمش.
درست شبیه گنجشکی کوچک در آغوشم میلرزید و
در خودش جمع شده بود.
پیشانی خیس از عرقش را پاک کرد
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

سمانه حسینی | نویسنده رمان
🫠🫶🏻 عزیزم خداروشکر که به دلت نشسته
۱ ماه پیشآیلا
1واقعا فوق العاده بود کاش همه یه روزخوشبخت بشن این دنیا خیلی آدمایی مثل سایه داره کاش همشون بخندن خیلی قشنگ بود ❤❤
۳ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
مرسی از کامنت خوشگلت آیلای قشنگم🫶🏻🥹🫀
۳ ماه پیشرومی
1یکی از بب نظیرترین رمان هایی بود که خوندم خوشحالم که همچین نویسنده هایی تو کشورم هست که وقتی قلمشون رو میخونم اروم میشم و لذت میبرم🥰😍
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
فدای روی ماه شما عزیزدلم ممنونم♥️🥰
۵ ماه پیشماهرخ
1خدا قوت رمان زیبایی بود. البته خداییش من به متینم حق میدادم بلاخره سایه بخاطر منافع کاریش توی اون 3سال بهش نه نگفته بود و امیدوار نگهش داشته بود . خواستم از متین بی دفاع دفاعی کرده باشم 🙂در کل رمان زیبایی بود
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
مرسی ماهرخ قشنگم ممنون که نظر قشنگت و برامگذاشتی🫠🫶🏻
۵ ماه پیشمینو
1عزیزدلم ممنون برای قلم زیبات خیلی تو دلی بود عالی تموم شد ماچ به کلت سمانه جووووون
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
فدای روی ماهت قشنگممممم 🫠🫶🏻
۵ ماه پیشZ.k
1چقدر خوب وعالی تمام شد . دلم برای سایه تنگ میشه با خنده هاش خندیدم وبا غصه هاش وگریه هاش دلم گرفت وگریه کردم . خدا قوت منظر شاهکارهای دیگرتون هستیم بانو جان🥰🥰🥰🥲
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
فدای روی ماهت عزیزدلم ممنون که کنارم بودی🥰😘
۵ ماه پیشمهناز
1رمان بی نظیری بود👌🍀❤️✍️قلمت سبز و مانا نویسنده جان❤️🍀✍️تا همیشه این خانواده گوشه ذهنم میمونه
۶ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
فدای روی ماهت مهناز قشنگم🥰
۶ ماه پیشسحر
1خیلی خیلی قشنگ بود ، دوست داشتم قلمتون مانا
۶ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
خداروشکر سحر قشنگم💕🥰
۶ ماه پیشSedi
1می خواستم بابت ارتباط گرم و صمیمانه ای که با خواننده هاتون دارید ازتون تشکر کنم.اینکه برای مخاطبتون وقت می ذارید و برای احساسش ارزش قائل می شید واقعاً قابل احترامه. کمتر نویسنده ای هست که بتونه چنین حس *** و اعتماد رو منتقل کنه. حضور شما باعث میشه خوندن آثارتون فقط مطالعه ی یک داستان نباشه.
۶ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
واقعا ممنونم🥲 من عاشق ارتباط گرفتن با مخاطبانم هستم و دوست دارم از حس و حالشون بعد از خوندن اثرم با خبر بشم. به نظرم یکی از لذت بخش ترین حس نویسندگی همین ارتباط با خواننده هاست و اگر نویسنده ایی این ارتباط رو نگیره واقعا قشنگ ترین حس و از دست داده
۶ ماه پیشSedi
1بعضی داستان ها فقط خونده نمی شن، زندگی می شن. قلمتون قلبمو لرزوند و با داستانتون زندگی و گریه کردم. ممنون برای این حس ناب و اشکی که از زیبایی بود. قلم زیباتون مانا
۶ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
عزیزدلمی جانم🥰 ممنون که کنارم بودی 💕
۶ ماه پیشمیم
2خسته نباشید سمانه جون،رمان عالی بود،پایانش هم عالی بود 🙏🏻👏👏👏🖤
۶ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
فدای تو عزیزدلم 😘💕
۶ ماه پیشسرو
2مرسی سمانه جون عالی بود ممنون که تحملمون کردی باکامنتهای کشتی نوحمون واقعا عالی بود گلم
۶ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
عزیزدلمی سرو ممنون از تو که کنارم بودی🥰💕
۶ ماه پیشسهیلا
3واقعا نمیدونم چی بگم😭 خیلی خیلی قشنگ و عاشقانه تموم شد خدا قوت خسته نباشی عزیزدلم . نسیان جز قشنگترین رمان هایی بود که خوندم💕👌🏻😭
۶ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
سهیلای عزیزم ممنون که کنارم بودی🥲🤍
۶ ماه پیشسهیلا
2بمیرم واسه ساره و عمادی عزیزمممممم😭😭😭😭
۶ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
ساره و عماد خیلی مظلوم بودن
۶ ماه پیشسهیلا
2سمانه جون😭😭😭😭 گل کاشتی😭😭😭 چقدرررررررر قشنگ تموم شد😭😭😭😭
۶ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
فدات شم💕
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

آناهیتا
1امروز نسیان و تموم کردم. خوندن این رمان اونقدر جذاب و پر کشش بود که میدونم بارهاو بارها میام سراغش. وقتی میخوندمش حس نمیکردم یه کتابه، من با سایه و ثمر و حامد واقعا زندگی کردم🥲💗 عاشق شدم کنارشون🥲 کاش این رمان چاپ بشه چون واقعا حیفه. ممنونم سمانه جان که این عاشقانه رو خلق کردی🤌🏻🥲