پارت صد و چهل و ششم :

با صدای گریه و جیغی که در صدای باران و رعد و برق در هم پیچیده شده بود به سرعت چشم باز کردم
و تلو تلو خوران از اتاق خارج شدم.
میان خواب آلودگی ام به سرعت آباژور وسط راهرو را روشن کردم تا کمی نور به اطرافش ببخشد.
با ترس شدیدی وارد اتاق شدم و بی هیچ کار دیگری فقط محکم در آغوش کشیدمش.
درست شبیه گنجشکی کوچک در آغوشم میلرزید و
در خودش جمع شده بود.
پیشانی خیس از عرقش را پاک کرد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت حامد در رمان نسیان حامد
تصویر شخصیت بابک در رمان نسیان بابک
تصویر شخصیت نیلوفر در رمان نسیان نیلوفر
تصویر شخصیت متین در رمان نسیان متین
تصویر شخصیت ثمر در رمان نسیان ثمر
تصویر شخصیت سایه در رمان نسیان سایه
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • آناهیتا

    1

    امروز نسیان و تموم کردم. خوندن این رمان اونقدر جذاب و پر کشش بود که میدونم بارهاو بارها میام سراغش. وقتی میخوندمش حس نمیکردم یه کتابه، من با سایه و ثمر و حامد واقعا زندگی کردم🥲💗 عاشق شدم کنارشون🥲 کاش این رمان چاپ بشه چون واقعا حیفه. ممنونم سمانه جان که این عاشقانه رو خلق کردی🤌🏻🥲

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    🫠🫶🏻 عزیزم خداروشکر که به دلت نشسته

    ۱ ماه پیش
  • آیلا

    1

    واقعا فوق العاده بود کاش همه یه روزخوشبخت بشن این دنیا خیلی آدمایی مثل سایه داره کاش همشون بخندن خیلی قشنگ بود ❤❤

    ۳ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    مرسی از کامنت خوشگلت آیلای قشنگم🫶🏻🥹🫀

    ۳ ماه پیش
  • رومی

    1

    یکی از بب نظیرترین رمان هایی بود که خوندم خوشحالم که همچین نویسنده هایی تو کشورم هست که وقتی قلمشون رو میخونم اروم میشم و لذت میبرم🥰😍

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    فدای روی ماه شما عزیزدلم ممنونم♥️🥰

    ۵ ماه پیش
  • ماهرخ

    1

    خدا قوت رمان زیبایی بود. البته خداییش من به متینم حق میدادم بلاخره سایه بخاطر منافع کاریش توی اون 3سال بهش نه نگفته بود و امیدوار نگهش داشته بود . خواستم از متین بی دفاع دفاعی کرده باشم 🙂در کل رمان زیبایی بود

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    مرسی ماهرخ قشنگم ممنون که نظر قشنگت و برام‌گذاشتی🫠🫶🏻

    ۵ ماه پیش
  • مینو

    1

    عزیزدلم ممنون برای قلم زیبات خیلی تو دلی بود عالی تموم شد ماچ به کلت سمانه جووووون

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    فدای روی ماهت قشنگممممم 🫠🫶🏻

    ۵ ماه پیش
  • Z.k

    1

    چقدر خوب وعالی تمام شد . دلم برای سایه تنگ میشه با خنده هاش خندیدم وبا غصه هاش وگریه هاش دلم گرفت وگریه کردم . خدا قوت منظر شاهکارهای دیگرتون هستیم بانو جان🥰🥰🥰🥲

    ۵ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    فدای روی ماهت عزیزدلم ممنون که کنارم بودی🥰😘

    ۵ ماه پیش
  • مهناز

    1

    رمان بی نظیری بود👌🍀❤️✍️قلمت سبز و مانا نویسنده جان❤️🍀✍️تا همیشه این خانواده گوشه ذهنم میمونه

    ۶ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    فدای روی ماهت مهناز قشنگم🥰

    ۶ ماه پیش
  • سحر

    1

    خیلی خیلی قشنگ بود ، دوست داشتم قلمتون مانا

    ۶ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    خداروشکر سحر قشنگم💕🥰

    ۶ ماه پیش
  • Sedi

    1

    می خواستم بابت ارتباط گرم و صمیمانه ای که با خواننده هاتون دارید ازتون تشکر کنم.اینکه برای مخاطبتون وقت می ذارید و برای احساسش ارزش قائل می شید واقعاً قابل احترامه. کمتر نویسنده ای هست که بتونه چنین حس *** و اعتماد رو منتقل کنه. حضور شما باعث میشه خوندن آثارتون فقط مطالعه ی یک داستان نباشه.

    ۶ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    واقعا ممنونم🥲 من عاشق ارتباط گرفتن با مخاطبانم هستم و دوست دارم از حس و حالشون بعد از خوندن اثرم با خبر بشم. به نظرم یکی از لذت بخش ترین حس نویسندگی همین ارتباط با خواننده هاست و اگر نویسنده ایی این ارتباط رو نگیره واقعا قشنگ ترین حس و از دست داده

    ۶ ماه پیش
  • Sedi

    1

    بعضی داستان ها فقط خونده نمی شن، زندگی می شن. قلمتون قلبمو لرزوند و با داستانتون زندگی و گریه کردم. ممنون برای این حس ناب و اشکی که از زیبایی بود. قلم زیباتون مانا

    ۶ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    عزیزدلمی جانم🥰 ممنون که کنارم بودی 💕

    ۶ ماه پیش
  • میم

    2

    خسته نباشید سمانه جون،رمان عالی بود،پایانش هم عالی بود 🙏🏻👏👏👏🖤

    ۶ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    فدای تو عزیزدلم 😘💕

    ۶ ماه پیش
  • سرو

    2

    مرسی سمانه جون عالی بود ممنون که تحملمون کردی باکامنتهای کشتی نوحمون واقعا عالی بود گلم

    ۶ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    عزیزدلمی سرو ممنون از تو که کنارم بودی🥰💕

    ۶ ماه پیش
  • سهیلا

    3

    واقعا نمیدونم چی بگم😭 خیلی خیلی قشنگ و عاشقانه تموم شد خدا قوت خسته نباشی عزیزدلم . نسیان جز قشنگترین رمان هایی بود که خوندم💕👌🏻😭

    ۶ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    سهیلای عزیزم ممنون که کنارم بودی🥲🤍

    ۶ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    بمیرم واسه ساره و عمادی عزیزمممممم😭😭😭😭

    ۶ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    ساره و عماد خیلی مظلوم بودن

    ۶ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    سمانه جون😭😭😭😭 گل کاشتی😭😭😭 چقدرررررررر قشنگ تموم شد😭😭😭😭

    ۶ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    فدات شم💕

    ۶ ماه پیش
کپی شد!