نسیان به قلم سمانه حسینی
پارت صد و چهل و سوم :
ویدا نفس بلند کشان انگار کلام در دهانش را مزه مزه کرد
_ راستش خودمم وقتی این خبر و شنیدم انگشت به دهن موندم! مادر متین، شهره فوت کرده. اونم تو بدترین حالت ممکن.
درست شبیه یخی که گرما ببینید و آب شود، وا رفتم! اما جز سکوت هیچ حرفی نداشتم تا فقط حرف
های ویدا را بشنوم.
اه بلندی کشید و دوباره ادامه داد
_ بعد از اینکه جزاشون و تو زندان کشیدن و بعد آزاد شدن، با فروغی از ایران رفتن.
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

پری
2اون همه این زن به سایه تهمت زد، حتی با پسر خودش اون کار و کرد ببین خدا چه کاری باهاش کرد