پارت بیست و پنجم :
زمانی که از یه کوچهی نسبتاً آشنا گذشتم و وارد یه خیابون عریض شدم، تازه فهمیدم تمام مدت ذهنم چطور اختیار بدنم رو دستش گرفته!
حالا من روبهروی ساختمونی بودم با سردر سبز آبی که بهم دهن کجی میکرد
( دبیرستان پسرانه اندیشه).
منشأ تمام گرههای مغزم.
حالا وقتی بدنمم با مغزم یاری کرده بود، یعنی من اگه میخواستمم نمیتونستم از چیزی که باید بدونم دوری کنم.
و در آخر این افکارم ب
مطالعهی این پارت حدودا ۲۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

ریحانه عیسایی (زینب) | نویسنده رمان
کی گفتهههه. اتفاقا برعکس هیچکی تو رفاقت ممنوع استریت شیپر نیست😭😂(فقط اونایی که شعار اساسی رفاقتو میدونن)
۴ ماه پیششیفته رفاقت ممنوع
1بعضی کامنتا اینجوری بود فکر کردم استریت شیپ میکنن😭 (بگید منم بدونم شعارو😭😭😭)
۴ ماه پیشایزا
1کاپو یعنی چی استریت نداریم ؟ یعنی واقعا نداریم یا داریم به مقدار محدود ؟ جدی میگم زن بیا تکلیف منو مشخص کن و اگرنه جنگ سوم راه میندازم خودانی !! یعنی ما شهناز نداریم ؟ چه میدونم اکبری و صنم نداریم ؟ ولی شیوا رو با هیچ کدوم از پسرهای داستان کاپل نکن .. اون ها رابطه بینشون باید رفاقتی باشه نه عاشقانه
۴ ماه پیشDiaa
0من اینجا شلغمم زن؟
۲ ماه پیشهمزاد متین
0یعنی چی استریت شیپ نداریم پس شیوا چی من دلم می خواست کاپل شیوا با رابین و ببینم آقاا من قبول نمی کنم اگه رابین و با اشکان شیپ کنید مخالف شیپ رابشکان ✊🏼
۲ ماه پیشتداتد
4چرا اسم رمانت رفاقت ممنوعه؟
۵ ماه پیشرویا
18دوستان شیوا با هیچ کدوم از پسرا فکر نکنم اوکی شه اینا واقعا تو فاز رفاقتن و شما شیپشون میکنید بدبختارو. دمت گرم نویسنده عزیز بابت رمان به این خفنی هیچوقت فکر نمیکردم رمانی که عاشقانه نباشه جذبم کنه حتی واسه خوندنش دو دل بودن ولی با خوندنش فهمیدم نصف عمرم فنا بود اگه نمیخوندمش بهترینی خسته نباشی.
۶ ماه پیش
ریحانه عیسایی (زینب) | نویسنده رمان
فداتشم دخترررر لطف داری بهم😭🫂 ممنونم که اعتماد کردی و خوندی من عاشقانه نویسیم در حد همون باهم بیرون رفتنو بستنی خوردنه😂😭اصلا نمیتونم متینو با کسی شیپ کنم
۶ ماه پیشTinaa
0زینب تو این رمان شیوا( متین ) شخصیتِ اصلیه یا فقط اتفاقات رو روایت میکنه؟
۶ ماه پیشنگین
1به نظرم شیوا با نیما اوکی میشه همیشه اونایی که با هم اختلاف دارند آخرش با هم اوکی میشن
۶ ماه پیش
ریحانه عیسایی (زینب) | نویسنده رمان
این مورد در رفاقت ممنوع پشتبانی نمیشود⚔️
۶ ماه پیشفاطمه
14من مهران و شیوا رو شیپ می کنم حتی به غلط
۶ ماه پیشآوا حاتمی
25بنظرم آخرش شیوا خودشو عمل نمیکنه و با مهران ازدواج میکنه اون دو تا بهم میان
۸ ماه پیشلونا
15از همه چی هم ناراحت باشم با خواندن رمانت سرحال میام خیلی قشنگ و کامل نوشتی سر ی جاهایی مث چی خندیدم و بعضی جا هاهم باهاشون ناراحت شدم قشنگ انگار دارم بینشون زندگی میکنم ای کاش هیچ وقت رمانت تموم نشه اگه تموم شه منم باهاشون تموم میشم از بس که قشنگه😢🥺
۸ ماه پیشماهرخ
0منممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
۸ ماه پیشDonya
23ولی منی که شیوا ومهران رو به شدت شیپ میکنم میدونم آخرش ناکام از دنیا میرم🤧🤧
۹ ماه پیشDonya
6این اتفاقات ترسناک مثل شنیدن صدا و دیدن جن و فرارشون خیلی خیلی خنده دار وبامزه بود ولی اینکه دیگه مهران ورامین وسامان رو جن بگیره وبه این روز بیفتن به نظرم زیاده روی بود دیگه ،حالا من از پارت های بعدی خبر ندارم شاید نویسنده مقصود وهدفی داشته که نوشتش رو به اینجا سوق داده
۹ ماه پیش(._.)
8وای وای وای پشمااااااااام چه خفنهههه ولی نویسنده جون این پارتا خوراکش یه آهنگ بیکلام ترسناکه لامصب بنظرم برا این طور پارتا یا پارتای غمگین یه آهنگ خفنم بزار
۱۰ ماه پیشثریا
12جفی خیلی خوبه 🥲 پسرا اینجورین حالم گرفته میشه اینا باید شیطونی کنن💔
۱۰ ماه پیشیانا
9برگااام یه دفعه ژانر رمان به ترسناک تغییر کرد امیدوارم موندنی نباشه چون دیگه دارم نگران بچه ها میشم و از یه طرف دیگه حسم بهم میگه اون همزاد نیما باباشه
۱۰ ماه پیشسالیا
2متسفنانه کاش ترسناک نباشع
۱۰ ماه پیش
ریحانه عیسایی (زینب) | نویسنده رمان
نه عزیزم اون فقط بخشی از رمانه که اتفاقا به ژانر طنز رمانم خیلی کمک کرد
۱۰ ماه پیشmina
12من گفتم حتما پویا یه روحی جنی چیزیه داره خرش میکنه از اتاق بره بیرون😑😱
۱۰ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

شیفه رفاقت ممنوع
5اکثرا استریت شیپ میکنید من چی بگم که کی شیپ میکنم😂