پارت نود و چهارم :

دخترکم تمیز و مرتب بدو بدو به سمتم آمد، در آغوش کشیدمش و نفس عمیقی در گودی گردنش کشیدم، بوی بهشت میداد. حالا بهتر لبخند ساره را حس میکردم. آنقدر در حمام شیطنت کرده بود که زودتر ناهارش را خورد و خوابش برد. نیلوفر هم غذایش را خورده و نخورده سریع آماده شد تا به قراری که با نفیسه داشت برسد. حالا من بودم و سکوت خانه. ساعت از چهار که گذشت ثمر هم از خواب بیدار شد و آماده شدنمان بیست دقیقه هم بیشتر ط

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت حامد در رمان نسیان حامد
تصویر شخصیت بابک در رمان نسیان بابک
تصویر شخصیت نیلوفر در رمان نسیان نیلوفر
تصویر شخصیت متین در رمان نسیان متین
تصویر شخصیت ثمر در رمان نسیان ثمر
تصویر شخصیت سایه در رمان نسیان سایه
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Sedi

    3

    سمانه جوووون سلام و خدا قوت ماشاءالله به این احساس ناب و پاک و قلم جذابت. من که عاشق رمانت هستم. ❤️❤️❤️❤️❤️

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    سلام به روی ماهت عزیزدلممممم مرسی از نظرت قشنگم 💖😘😘😘😘

    ۸ ماه پیش
  • Sedi

    2

    قلمت مانا عزیز دلم❤️

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    عزیزدلمی😘🥰

    ۸ ماه پیش
  • المیرا

    1

    عزیزمممممممممم چقده قشنگید شماهااااااااااااا

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    خیلیییییییییییییی

    ۸ ماه پیش
  • المیرا

    1

    یعنی سمانه جون قشنگ شست و برد دلهره های پارت قبل و مرسیییییی

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    خداروشکر💖

    ۸ ماه پیش
  • المیرا

    1

    تا پارت بعدی چند قرن مونده خدایا نمیتونم صبر کنم😂

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    طاقت بیار میتونی😁

    ۸ ماه پیش
  • میم

    2

    خیلی عالی بود،دست گلت درد نکنه سمانه جون برای پارت هدیه 👏👏👏❤️🌹

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    عزیزدلمیییی

    ۸ ماه پیش
  • میم

    2

    خیلی قشنگ و با آرامش بودن این پارتا،چقدر ذوق داشتن طفلکیا که همه خانواده دسته جمعی خرید رفتن،خیلی جالب بود👌🙏🏻🧡🌹

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    سعی کردم اون حس عذاب پارتهای قبلی و بشوره ببره🥰

    ۸ ماه پیش
  • میم

    2

    وای ممنون که با این اسپویل ریز از نگرانی درمون آوردین،گفتم باز مراسمشون مشکل پیش نیاد 😁🙏🏻

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    نه نگران نباش عزیزمممممم

    ۸ ماه پیش
  • سهیلا

    3

    منم حس خوبی به این تماس ندارم

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    منفی بافی نکنید😁

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه خانم

    3

    چقدر این پارت ها قشنگ و دلنشینن😍

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    قربونتتتتت

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه خانم

    3

    دوستان به اون تماس مشکوک نباشید من حس میکنم صرفا شیطنت سمانه جان هست برای اینکه ذهن ما رو درگیر کنه😁

    ۸ ماه پیش
  • سهیلا

    3

    عاشق آرامش و خوش فکریت شدم😂

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    چه دقیق😆🤌🏻

    ۸ ماه پیش
  • سرو

    3

    وای یعنی متین بود نکنه اذیتش کنه حس بدی به این زنگ زدن دارم

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    حس بد نداشته باش😁

    ۸ ماه پیش
کپی شد!