نسیان به قلم سمانه حسینی
پارت نود :
امکان نداشت این یک رویای شیرین نباشد! خشکم زده بود، ماتم برده بود، زبان به دهانم چسبیده بود! انگار به لکنت افتاده بودم! حامد و بابا همدیگر را در آغوش گرفته بودند، بابا که پیشانی اش را بوسید اشکم روی گونه چکید
_ بابا... باورم نمیشه...
خنده کنان همراه مامان به سمتم آمدند
_ دختر چرا خشکت زده! آدم اینجوری از مهمونش استقبال میکنه!
اشکم را پاک کردم و به سرعت خودم را در آغوشش انداختم_
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

سمانه حسینی | نویسنده رمان
اینجوریاست دیگه😁🤌🏻
۸ ماه پیشسرو
3وای سمانه عالی بود اینقدر ذوق کردم که موقع خوندن صدام میلرزید دختر شاهکار بود گل کاشتی
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
ای جونممممممم
۸ ماه پیشسهیلا
2فکر کن من تو اسنپ دارم میرم بعد دارم مثل چی گریه میکنم اصلا عشق بود این پارت😭😭😭😭😭
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
بگردمت🥲
۸ ماه پیشسهیلا
2یعنی هرچقدررررررررر از خفن بودن این پارت بگم کم گفتمممممممممم
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
ای جان من
۸ ماه پیشسهیلا
2فقط حامد میتونست اینجوری به عاشقانه ترین حالت ممکن یه خواستگاری قشنگ و ترتیب بده😭😭😭😭😭
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
دقیقااااااااا
۸ ماه پیشسهیلا
2قلبم داره در میاد واسه پارتای بعدی🥲 واسه اینکه تو بغل هم باشن این دوتا😭
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
ای ننه جان🥲
۸ ماه پیشسرو
3نگران ثمر هم هستم نکنه بلایی سرش بیاره
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
بچم🥲
۸ ماه پیشسرو
3فقط ترسم از متین بدجور سکوت کرده
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
آخ امان از متین🥲
۸ ماه پیشمیم
3واااای همش منتظر بودم متین پیداش بشه یه گندی بزنه،دستت درد نکنه نویسنده جون 🙏🏻💚❤️🌹
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
عزیزدلمی
۸ ماه پیشمیم
3منو باش گفتم کاش اونجا اعلام نامزدی کنن ولی یادم نبود اینا هنوز که خواستگاری نکردن،این خیلی قشنگ تر و رویایی تر بود 🤣🤣🤣🤗
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
آخی عزیزم😄
۸ ماه پیشمیم
3وای اصلا هیچ فکرشو نکرده بودم مهمونا اینا باشن،چه سورپرایز قشنگی بود 😍🤩
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
بله دیگه🥰
۸ ماه پیشمیم
3واااااای این دیگه عاشقانه ترین،سورپرایزترین،بااحساس ترین پارت بود،وای اشکم از شوق دراومد 😭😭😭🤩🤩🤩😍😍😍👌💯
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
فدات شم😘
۸ ماه پیشفاطمه خانم
3ولی سکوت متین داره من و میترسونه
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
از متین چیزی بعید نیست
۸ ماه پیشالهام
3جنتلمن تر از حامد ندیدم به خدا🥲 یعنی منتظر بودم این افتتاحیه گند زده بشه ولی قلبم اصلا اکلیلی شدههههههههه😭💖
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
ای جانممممم🥲
۸ ماه پیشفاطمه خانم
3وای بر من چقدررررررررر قشنگ بود 😭😭😭😭
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
عزیزم🥲
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

بهاره
2به قول معروف چه پخت و پزی راه انداختی تو این پارت دختر😁💖