پارت هشتاد و چهارم :

سکوتم را که دید، نفسی بلند کشید و نگاهش را به تسبیحش دوخت
_ عمه ات واسم تعریف کرده که ثمر چجوری میدوئه سمتش و بغلش میکنه. یادته همیشه میگفتی بابا
اونی که قراره بیاد تو زندگیم اول باید ثمر انتخابش کنه! همه خوب میدونیم ثمر هیچ وقت با متین جور
نشد اما...
چانه ام میلرزد و چشمانم خیس تر میشوند
_ بابا به روح ساره قسم میخواستم همه چی و بهتون بگم اما... اما لعنت به من که همیشه از ه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت حامد در رمان نسیان حامد
تصویر شخصیت بابک در رمان نسیان بابک
تصویر شخصیت نیلوفر در رمان نسیان نیلوفر
تصویر شخصیت متین در رمان نسیان متین
تصویر شخصیت ثمر در رمان نسیان ثمر
تصویر شخصیت سایه در رمان نسیان سایه
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    2

    روز مادر مبارکتون باشه،تشکر برای پارت هدیه ❤️🙏🏻🌹🌹🌹

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    فدای تو عزیزم 😍

    ۸ ماه پیش
  • میم

    2

    آخرشم خود حسین آقا پیش قدم شد حامدو ببینه،به سایه بود چندسال دیگه طول می کشید تا حرفشو بزنه😁

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    آره به خدا🥲

    ۸ ماه پیش
  • میم

    2

    متین دیگه رسما خل شده،کاراش همه خود زنیه،اینم یه ضرره دیگه که به خودش می زنه تا یه گروه دیگه بیادو بفهمه چی به چیه 😮

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    دقیقا👏🏻

    ۸ ماه پیش
  • سرو

    2

    متین هم بدعقده ای آخه چرا ماست و باقیمه ها قاطی میکنی اون داشت کار هتلت رو انجام میداد

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    همین و بگو والا😒

    ۸ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    به نظرم از دوست داشتن زیاد دیونه شده😶

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    یه جورایی

    ۸ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    چه عوضی تو متین نگاه کن قرارداد و لغو کرد😨

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    آره دیگه

    ۸ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    یعنی با تمام وجود منتظر روزی ام که حسین آقا و حامد همدیگه رو ببینن😭😭😭😭

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    عزیزم🥲

    ۸ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    هیچی دیگه حامدم که از هتل رفت و سایه موند و متین😶

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    به نظرت حامد سایه رو تنها میذاره؟ :)

    ۸ ماه پیش
  • سرو

    2

    سمانه جون عیدی روز مادر یادت نره ما منتظر عیدی هستیم

    ۸ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    فدات شم یادم نرفته گذاشتم😍

    ۸ ماه پیش
کپی شد!