پارت صد و هفتاد و سوم :

- اخلاقت گند هست، ولی خب اگه بگردی پیدا می کنی کسی رو که همینجوری بخوادت.
نمونش همین عاشق سینه چاک جنابعالی باربد.
هوم؟
در جوابش فقط پوزخند زدم.
هیچ کس هم نه باربد! او دقیقا نقطه ی مقابلم بود.
حتی اگر آخرین مرد روی زمین هم بود باز هم نمی توانستم کنارش یک زندگی جدید بسازم.
- زیر این سیل وایسادیم تو حیاط حرف می زنیم. دقیقا چرا؟!
 خیره به چشمانش شانه بالا انداختم.
- نمی Ø

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۰۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • سارا

    12

    واییییییییییی دلم میخواد فقط برم از لپای حامی گاز جانانه بگیرم کشت منو گوله نمکه🤭🤭🤪🤪

    ۶ سال پیش
  • سایه

    6

    ب کراش من چش نداشته باش چش سفید با همین ما میام تو حلقت😐🦶🏻

    ۵ سال پیش
  • فاطمه

    11

    این برنامه خیلی خوبه و رمان های بینظیری داره. یکی از رمان های عالیش هم شومینه است. اولین و بهترین برنامه رمان برای من بوده و است و میدانم خواهد بود

    ۶ سال پیش
  • H

    9

    باباارامش جون اینقدرنزن توپراین داش حامی

    ۶ سال پیش
  • ریحانه

    3

    فوق العاده ❤❤❤ فقط همین

    ۶ سال پیش
  • زهرا

    8

    خدایا من عاشق این رمانم 😍مرسی از نویسنده بابت قلم معرکه شون💋

    ۶ سال پیش
  • ستا

    13

    🤣🤣خیلی خوب بود🥺کاش زودتر به عشقشون اعتراف کنن😃

    ۶ سال پیش
  • بنده خدا

    16

    کم کم دارن علائم عاشقی نشون میدن😐

    ۶ سال پیش
  • مارال

    8

    خیلی دلم می خواد بدونم چنتا پارت داره و آخرش چی میشه ولی در کل عاشق این رمان شدم مرسی

    ۶ سال پیش
  • M

    24

    وایییییی این پارت عالی بود😍بیچاره حامی میگه من که کارم زر زدنه شما چرا توجه میکنین🤣🤣🤣🤣🤦🏻این حامی چرا انقدر دوست داشتنیه؟😍

    ۶ سال پیش
  • زلزله

    26

    آره خب حامی جان عاشقا یه تختشون کمه😂❤وای وای این پارت عالی بود مخصوصا چون بارون میبارید،بارونو خیلی دوست دارم😃آرامش چقدر تغییر کرده😃

    ۶ سال پیش
  • نازی

    27

    آخی چقد این دوتا خوب شدن 😍😍نازی نازی ایشالا هرچه زودتر به حق همین روز پارتی که به عشقشون اعتراف میکنن رو هر چه زودتر ببینیم بلند بگو آمین🤲🏻

    ۶ سال پیش
  • عصل

    14

    لطفااا بیشتر پارت بزاریننن خیلی کوتاهن ولی دمتون گرم رمان عالیههههه

    ۶ سال پیش
  • آدونیس

    29

    ولی آرامش خیلی پیشرفت کرده ها 😂قبلا اصن نمیشد باهاش حرف زد الان باهم کلکل و شوخی هم میکنن (با داش حامی)😳😂😀

    ۶ سال پیش
  • ?

    23

    دلم میخواد زودی از زبون حامی بشه بفهمم چ حسی داره

    ۶ سال پیش
  • !

    12

    همچنین😃

    ۶ سال پیش
  • سونیا

    21

    وای اره منم خیلی دوس دارم بفهمم اون نگاهه عجیبش واس چی بوده

    ۶ سال پیش
  • سونیا

    22

    میگ یه من میدونم چرا تو بارون وایسادیم چون یه تختمون کمه ولی اشتباهه من میدونم چرا وایسادین چون عاشقین😂😍❤

    ۶ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️