آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت شصت و پنجم :
* * * * *
_ بهتری؟
نگاه از منظره بیرون گرفتم و سرم را به سمتش چرخاندم. نمیدانم چرا اکنون همراهش بودم، اما فقط میخواستم از آن قفس بیرون بزنم تا شاید نفس بکشم. شاید هم هنوز به طرزی احمقانه به دنبال یک رد و نشان بودم تا بتوانم حدسم را تایید یا رد کنم.
لب زیرینم را در دهانم کشیدم. رژ لبم طعم توتفرنگی میداد.
_ آره.
سری تکان داد و سرعتش را بالا برد. ناخنم را زیر دندان بردم و به
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
زن کایا
0ترنم خانمم کایاا شوهر منهه
۲ ماه پیشترنم
1"اون یه رز یخ زده است..و من خارشم.هر کی بهش دست بزنه،*** اش میکنم".."پس یاد بگیر به چیزی که مال یه روانی عوضیه،نگاه نکنی"من هیچ من نگاه من ذوق🛐
۲ ماه پیشترنم
0واقعا از الان حس خوبی به اون دو برادر ندارم ازشون متنفرم..وقتی تارا بچه بود و زجر می کشید دقیقا کدوم گوری بودن؟
۲ ماه پیشترنم
0وای اون دو برادر میتونن ایمان و نیکان باشن؟
۲ ماه پیشترنم
0کایا تو کی هستی تو چی هستی که انقد برام خاص و دوست داشتنی هستی🛐
۲ ماه پیشAida
0نظرمو هنوزم نمیخوام پس بگیرم مثل اینکه واقعاا گوگولی بودنش برای تاراعه و اون روی دیگشو تارا نمیبینه اصلا
۲ ماه پیشf.f
1اَییی بره گمشه ، نه باور نمی کنم حسم دروغ گفته باشه بهم 😕🧐
۵ ماه پیشVile victim
0به نظرم یک سر به چنل ردبیکا و *** اوا بزن شاید بهت کمک کرد🤣
۵ ماه پیشزن کایا
3احساس میکنم کایای قشنگم قراره جلوتر رومخم بره والا از قلم آوا همچین کاری بعیدم نیست که بیاد اول طرف و تو دل هممون جا کنه و بعد یهو ورق برگرده 🫡 والا از شدت گاااد بودن رمانت دیوونه شدممممممم الانم منتظر دستورم که از سقف تیمارستان خودمونو پرت کنیمم 😭😭😭😭
۵ ماه پیشملکه ی دلقک
1من بازم عاشق کایا شدم....کمکم کنیددددد🤧🔪🎀
۵ ماه پیشنگین
0بنظر من عاشقش بمون
۵ ماه پیشAysan
2واقعا دستکشی رو با کایا مقایسه میکنیننننن ، کایا عالیههههه😭😂
۵ ماه پیشدینا
1تو پارت ۱۰۶ میخوام نظرتو بدونم 😂
۵ ماه پیشAysan
2اگه اشتباه میکنمم فعلا ترجیح میدم از ترکیب کایا و تارا لذت ببرم ، لطفا ذهنیتمو تغییر ندین🙏🏼😂
۵ ماه پیشآیشا
10من به یک عدد کایا نیاز دارم !!😭😭😭😭
۵ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
منم منم 😭
۵ ماه پیشDelava
9دستکشی میتونه بمیره، فقط ولاسیتوررر😭😭🛐🛐🛐
۵ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
چی شد دستکشی فن؟😭🤣
۵ ماه پیشDelava
0نوچ دیگه میتونه بمیره🤣🤓
۵ ماه پیشخاتون
0یکی کایا رو برا من بخرهههه😭😭میخوامششششش
۵ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
منم میخوام 😭
۵ ماه پیشKimia
4این رمان اگر فیلم بود خیلی خوب میشد 😊 خیلی خافانهعععععععععععععععععععع
۵ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
عزیزممم
۵ ماه پیشZar
6حس میکنم برادرای لعنتیش ایمانو اون یکین اسمش یادم نیست و ارام ناتنیه چون هیچ برادری همچین حرکتی با خواهرش نمیزنه هر 3تاشونم چشاشون ابیهه
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
3فعلا که از دستکشی جز زور و تهدید و نیشخند چیزی نصیبمون نشده ولی جذبمون کرده به خودش ولی تا اطلاع ثانوی من فن یا زن کایا هستم🙏🏻😔😂