پارت هفتاد و دوم :

اشک با بغضی مردانه آمیخته شده و گلوی سهراب خان را سنگ کرده بود. دل پریزاد هم از فکر به آنچه که پدر بزرگش توان بیانش را نداشت آتش گرفته بود. او خوب میدانست آنچه که سالها تشنه شنیدنش بود حالا در شرف بیان است. انتظار ها در حال به پایان رسیدن بودند و به زودی پی به راز مرگ پدرش میبرد؛ اما چرا قلبش اینگونه ساز ناکوک میزد؟ چرا از شدت اضطراب به لرزه افتاده بود و نفس هایش را به زحمت از عمق سینه بیرون

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • شکوه

    3

    همچنان منتظر پارتهای اکلیلی با حضور سیاوش هستم نویسنده جان🤗😘

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🌹

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا z

    1

    ممنون از نویسند بینظیرمون که اینطوری هوای مخاطبینش و دار ممنون بابت پارت هدیه 🙏😘😘❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    😍♥️

    ۱۱ ماه پیش
  • zahra

    1

    ممنون نویسنده عزیزم 💙💙💙💙💜💜💜💜💗💗💗💗 خدارو شکر دخترکم حرف زد و گفت سیاوش کیه

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    💝🥰💝

    ۱۱ ماه پیش
  • عاطفه

    1

    ممنون بابت پارت هدیه خیلی زیبا بود و لذت بردم از خوندنش

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🌹🥰🌹

    ۱۱ ماه پیش
  • سوگند

    5

    سپاس بانو جان بابت پارت هدیه

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🌹💝🌹

    ۱۱ ماه پیش
  • سعادت

    4

    سپاس فراوان بانو از این که هوا ی مخاطبین را دارید موفق باشید 💕 🥰 🌸

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    😊♥️♥️♥️

    ۱۱ ماه پیش
  • فخری

    2

    ممنونم از رمان خوبت نویسنده عزیز واقعا عالیه خسته نباشی عزیزم .قلمت مانا 🙏🏻🌹❤

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    💝💝💝

    ۱۱ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    ممنون بابت پارت هدیه... فقط امیدوارم شهبازدیگه مثل پدرو برادر نامردش نشه...

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🌹🌹🌹

    ۱۱ ماه پیش
  • بانو

    2

    ممنون از پارت هدیتون خیلی زیبا بود

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🌻🌷🌻

    ۱۱ ماه پیش
  • زینب

    1

    واییییییییییی تو از کجا میدونی سیاوش بوده یا نه. بنظرم من اون انقدر مرد هست که آدم نکنه و و بخواد مبارک هم کنه رو در رو مبارک هم کنه و از دور و با تفنگ

    ۱۱ ماه پیش
  • سرو

    1

    ای وای بازم خوبه پری حرف زد ولی سهراب خان گناه داره یعنی سیاوش رو میبینه

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا

    1

    من حاضرم قسم بخورم ک کار سیاوش نبود کشتن نریمان ، کار قباد بود دنیا پرشده از ظلم هایی که برملا نشدن هرگز ،،، ای خداااا

    ۱۱ ماه پیش
  • آممه

    0

    حتما اون نریمان ملعون خبر داشته بود که داشت دنبال سیاوش میگشت خدا لعنت کنه تمام ظالمان را که تمامی ندارند راستی میترسم الان بذر کینه دل شهباز خان رو هم پر کنه و بخواد سیاوش رو بکشه و مثل پدرش و برادرش بشه

    ۱۱ ماه پیش
  • الی

    1

    وای مردم تا این دختر زبون باز کنه و بگه😰😰😰

    ۱۱ ماه پیش
  • اذر

    0

    امیدوارم شهباز با سیاوش دشمنی نکنه

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️