پارت صد و هفتاد و ششم :
- انقدر مسخره بازی درنیار. به جای این چرت و پرتا بدنتو گرم کن.
- بدن من با این حرکتای سوسول گرم نمیشه. برام گرمش نمیکنی؟
- بهت نگفتم لاسهایی که میزنی خیلی چندشن؟
- پس چرا لپات قرمز شده؟
- هوا سرده.
- اَی شکوهی دروغگو! همه اینجا عرق کردن، تو چطوری سردته.
- در جریانی بهترین دوستم توی خطره؟ آدم موقع ترس و نگرانی سردش میشه.
- میخوای بغلت کنم؟
و توی همون حالت
مطالعهی این پارت حدودا ۲۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آرام
0چرا من گریم گرفت؟ ای مهرداد با اینکه خیلی رومخی ولی من روت کراش سگی داشتم😭. سپهر خدایی کردم مهرداد جوری بزنتت ... بشی
۷ ماه پیشرویا
2اینا همش به خاطر نفرین های نگاره . همیشه میگفت چرا بقیه کارما ی کارهاشون رو نمی بینن و فقط من بلا سرم میاد. نگار اینا رو می دیدی میفهمیدی اتفاقاتی که برات افتاد بچه بازی بیش نبوده الکی بزرگش کردی
۸ ماه پیشmahya
1جدی دارم خون گریه میکنم مهرداد نه من خیلی پارمیس دوست دارم خیلی شبیه خودمه دلم نمیخواد دلش بشکنه
۸ ماه پیشHelia
0بابا یکم به اینا رحم کن حمیده
۹ ماه پیشمدوسا
1رحم؟ حمیده قابلیت اینو داره که الکی الکی یکیو بکشه
۹ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
🤣🤣🤣
۹ ماه پیشنیلا
3بنازم قدرت قلم رو حمیده بانو😉🌺
۹ ماه پیشمانا
1یه جوری حساسیت پارت زیاد بود که یهو دست چپم تیر کشید
۱۰ ماه پیشRoghayyeh
1این پارت هارو میخونم نفسم میگیره از دردی که میکشن میشه نخونم؟؟ خیلی دردناکه
۱۱ ماه پیشJanan
0از شدت هیجان منم حالت تهوع گرفتم
۱۱ ماه پیشفن دوست پسر دیاکو
4همیشه تا به الان بابت آشنا شدن با تکنیکای مخ زنی و رمان حمیده واقعا خوشحال بودم ولی بعد خوندن این پارت به ذهنم رسید که کاش از اول باهاش آشنا نمی شدم چون واقعا واسه بچه ها نگران و ناراحتم و مثل یه تیکه ای از وجودم میمونه این رمان و حالا و شروع اتفاقای بد واسه شخصیت های مورد علاقم به شدت اذیتم میکنه💔
۱۱ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
کافر🥹🤣عزیزم دیگه وظیفمه تحت تاثیر قرارتون بدم🤣
۱۱ ماه پیشفهیمه
2مرسی ممنون یه جوری تحت تأثیر قرار گرفتیم که سکته نکنیم صلوات😂😂😂
۱۱ ماه پیشفن دوست پسر دیاکو
1اونکه صد درصد و به شدت هم موفق بودی خانوم دکتر آینده:)✨️🤍
۱۱ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
قربونتون برممممم✨
۱۱ ماه پیشفن دوست پسر دیاکو
6بچه ها سطحی نگاه نکنید اگه پارمیس مهرداد رو دوست داره مهرداد بیشتر از اون دوستش نداشته باشه اندازه خود پارمیس دوسش داره و به خاطر خود پارمیس و آیندش اینجوری گفت ... واقعا با خوندن این پارتا انگار قلبم شکست که بچه ها انقدر گرفتار شدن اونم تو این سن کم و فقط بخاطر شیطنتاشون
۱۱ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
از شیطنت و اشتباهی تاوانی داره کارما ایز عه بچچچچچچچ
۱۱ ماه پیشفن دوست پسر دیاکو
0حمیده تو دیگه اینجوری نگو واقعا کمر بستی به بدبخت کردن اینا دختر🤣💔🤦🏼 ♀️
۱۱ ماه پیشآنیا
2وایی نه خدالعنتت کنه سپهرب زمین گرم بخوری حروم زاده
۱۱ ماه پیشMedusa
2برخورد اقیانوس اطلس و آرام:)) قلبم رفت واسه این پارت
۱۱ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
بالاخره یکی به این اشاره کرد😭
۱۱ ماه پیشMedusa
5مود حمیده: سکته دادن مخاطب هام پز نیست سبک زندگیمه
۱۱ ماه پیشدنیا
2یکی مربی ها از درد کشیدن شاگردشون لذت می برن یه حمیده از حرص خوردن ما
۱۱ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
کارمه سیسی😔🤣
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

مادمازل آپریلیا
1اونجا که گفت این اخرین تصویرت از منه😭 اطلس و آرام اگر چیزیشون بشه💔پارمیس چرا متوجه نمیشی مهرو به خاطر خودت این حرف و میزنه؟یعنی چی من و رَد کرد؟پسره و میخوای به دستش بیار چرا این یه مورد و از نگار یاد نمیگیرین.تو این موقعیت باید بهش روحیه میدادی نه اینکه بزنی تو برجکش.وای پوریا چرا ؟برده بودیم😭