پارت سیزده :
حالا اشکان منتظر حرکت فرزین بود.
اون حرومزاده از پشت اون ماسک سیاه چهرهاش مرموز و نا آشنا جلوه میکرد؛ یکی از عادتهای اشکان دیدن اکت و صورت حریف بود که بتونه از طریق اون به حال روحیش موقع بازی پی ببره.
نگاهش صاف روی انگشترهای تیغهدار توی دستهای اون عوضی بود تا ببینه که چه مهرهای رو حرکت میده.
فرزین حالت چشمهای عوضیش رو حفظ کرد، اون حرکتی رو زد که اشکان لحظهای ابروها
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
زن اشکان
3گوت ورناا اشکان منو اذیت نکنینن پشکل مغزاا ک..ر انداماا😭
۳ هفته پیشهانا
1فرزین روبیکایی👹
۵ ماه پیشآوا حاتمی
11اون فرزین آشغال رو باید دار زد آشغال ***
۷ ماه پیششخناز
3عالیه فقط فحش های بدی میدن که برای بچهراهنمایی زیادیه
۱۰ ماه پیشرمان خون اعظم
8داداش من خودم از یازده سالگی این فحشا رو البته به صورت خیلی کم استفاده میکردم اینا که راهنمایی هستن
۸ ماه پیشDiaa
10الان ابتدایا یه فوشای میدن معنیشو باید بزنی تو گوگل
۸ ماه پیشمهدیه
6نبودی ببینی چه خبره مدارس راهنمایی😂
۸ ماه پیشراحیل
4اینا خیلی گوho میخورن اَشی منو اذیت کننن نکنید بی فانوساا
۹ ماه پیشفاطمه
18اشکان تو بازی رو بردی ولی آیندت رو باختی🥲
۱۰ ماه پیشثریا
4عوضیااا😑
۱۰ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زید نیما
5اشکان تو توی شطرنج از فرزین بردی اما تو ایندت ازش باختی .. 😭