دومینوی سیاه به قلم فرگل حسینی
پارت سی و سوم :
..
با انگشت وسط دو تا ابروم رو ماساژ دادم.ماریانا چشم های سیاه و کشیدهاش رو باریک کرد.
وبا ریزبینی سعی کرد از صورتم بفهمه چه مرگمه.
بعد موهای بلوندش رو که به تازگی رنگ زده بود پشت گوش انداخت.
اون ترکیب واقعا محشر بود.صورت کشیده لب های قلوهای وابروهای متناسبش با چشمهاش که قشنگ ترین چشمهایی بود که تو عمرم دیده بودم.
البته بعد از چشم های ریون بلک.
کلهام رو تکان د
لطفا صبر کنید...

زهرا
0عالیه عزیزم خسته نباشی 😍😘