پارت ششم :

حیف عمه‌ام، به خدا حیف عمه‌ام که اگه زورم می‌رسید از همه دنیا قایمش می‌کردم ولی صد حیف که خودم فعلاً اسیر بودم.

رابین نمی‌رسید، لعنتی چرا نمیومد؟

مشکوک بود، رابین هم مشکوک می‌زد.

یکی باید بهم می‌گفت چرا؟ چرا درست همون لحظه‌ای که ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!