رفاقت ممنوع (جلد سوم) به قلم ریحانه عیسایی (زینب)
پارت هفتم :
(ساعت1 ظهر، خونه)
- دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد.
خب عمه خاموش کرده تا بادی به غبغب بده و عطشِ شرِ عشق و شهوت اون دوتا پیرمرد لبگور رو از تنش دور کنه.
دستهام با سرعت بیشتری روی تلفن ضرب گرفت؛ بوق اول، بوق دوم، بوق سوم، بوق ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...
لیلا
1خیلی رمان خوبیه هر سه جلد دست مریزاد زینب جون عالییییییی موفق باشی به نظرم مهران و شیوا ( متین ) عجب کاپل هستن