تیغ بر پرنیان به قلم نارسیس زد ای آر
پارت شصت و پنجم :
محبوبه که انگار خیلی عجله داشت، شانه را از او گرفت و در حالی که طره های زیبای موهایش را دسته دسته میکرد گفت:
_کمکت میکنم. داره دیر میشه.
پریزاد نمیدانست برای چه چیزی دیر میشود، با این حال مطیعانه سرجایش نشست و موهایش را به دست محبوبه سپرد تا با عجله آن ها را ببافد. پس از آن هم چارقدی زیبا و پر گل بر سرش گذاشت و با دلی سرخوش به دنبال محبوبه به راه افتاد تا هرچه زودتر به جشن برپا شده در Ø
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
اکرم بانو
0ازهمون اول گفتم این محبوبه یه کاری به سر این دختر میده...
۱۲ ماه پیشآمنه
3پس سیاوش کجاست بانو دلنگران پری شدم پارت هدیه بدید پارت عالی
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
کامنتا بالا بره پارت هدیه داریم ولی بازم تو خماری میمونیدا😑
۱۲ ماه پیشسعادت
1ما از اول داستان تو خماری موندیم به فریاد برس 🥲🥲
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
ای به چشم😊 فقط بعدش نگید تو خماری موندیم بازم پارت بفرست😅
۱۲ ماه پیشسعادت
0میدونی داستان شما جوری هست که آدم ثانیه به ثانیه خمارترر ررر میشه مقصر ما نیستیم که دنبال پارت هدیه هستیم پس رحم کنید 🥹🥹 زود به زود مارا از این خماری دربیارید شوهرم صداش درامدمیگه چکار می کنی نصف شب از گوشی دست نمی کشی مگه تو بچه مدرسه ای نداری حالا شما بفرمایید که ما چکار کنیم
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
سلام عزیزم. شرمنده پارت آماده نبود نشد بفرستم. تا چند دقیقه دیگه میفرستمش ان شاالله♥️
۱۲ ماه پیشزهرا
1کارت حرف نداره بانو ، ممنونم ازت ، ولی ماها تو هر پارت میریم تو خماری پارت بعدی کاش یکم خبر خوب بهمون برسه
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
💗💗💗
۱۲ ماه پیشنیلوفرآبی
1توروخدایکم صبرکن بزاریکم نفس بکشیم آخه من جای اونا دق کردم چقدر سختی کشیدن این دوتا قراره چی بشه الهی ذلیل شه محبوبه ی خیرندیده درضمن سیاوش خیلی خوب شدالان مرسی که به نظراتمون اهمیت دادی عزیزم عکسای خوبین خیلی خوبی عزیز
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
☺️🥰💞
۱۲ ماه پیشزهراz
0خسته نباشی بانو جانم ،🙏🥰😘💯
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🙏☺️🌹
۱۲ ماه پیشسرو
0آخ از دست پریزاد هرچند تقصیر سهراب خان که اینقدر این دختر رو بسته بار آورده که همه چیز رو به خوبی میبینه
۱۲ ماه پیششکوه
6اینجا تموم نکن بانو جان یه پارت دیگه بده قلبم وایساد 😔نگفتم به پری کوچولو کاری نداشته باش بانو جان 😥
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
تازه فردا جمعه ست پارت نداریم😃
۱۲ ماه پیششکوه
3به قول پسرم دیگه باهات دوست نیستم اصلا قهرم😅حالا هی مارو اذیت کن خانم نویسنده 💔💔💔💔💔💔💔
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
😅🙏🙏🙏
۱۲ ماه پیشسعادت
1وای نه تو را خدا خانم نارسیس لطفاً با قلب مابازی نکن ما منتظر پارت هدیه هستیم 🌸🌸💕💕
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
کامنتا نسبتا خوب بود پارت هدیه داریم ان شاالله🥰
۱۲ ماه پیشالی
0بانو جان اینکه تو خماری می مونیم شکی نیست ولی ای کاش پارت بعدی سیاوش پیش دخترمون باشه
۱۲ ماه پیشفخری
1ممنون نویسنده جان وای عکس پریزاد چقدر خوشگله.پریزاد مهربون و ساده دل چرا زود گول میخوری دختر آخه. خدا کنه سیاوش برسه زود.تو خماری موندم نویسنده جان خسته نباشی قلمت مانا عزیزم 🙏🏻🌹❤
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
نوش نگاهتون عزیزم
۱۲ ماه پیشمهین
1امیدوارم بازم مثل همیشه سیاوش،به موقع برسه خدایا خودت کمک کن لعنت بهت محبوبه احمق
۱۲ ماه پیشهیفا
1وای دیشب حدس زدم که محبوبه یابا شیرزاد یا نریمان همکاری کرده وهمش نقشه بود اخه یه دفعه باهاش خوب شد دختره ی حسود وکینه ای معلومه جای شک داشت
۱۲ ماه پیشzahra
1خدا بزنتت محبوبه .... بابا این پری چرا اینقدر ساده هست فکر میکنه همه مثل خودش پاک و مهربون هستن
۱۲ ماه پیشمعصومه
1وای قلبم وایساد پس کجایی سیاوش
۱۲ ماه پیشراز
1امان امان از دست حسد و کینه و طمع ک هر کدوم به تنهایی ی جنگه وای ب وقتی ک این سه خصلت کنار هم باشن دیگه میشه فاجعه
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

هستی
0حسود خانم بالاخره کارخودش گرداب سیاوش جان کجای که بازم به داد پری قصه ها برسی