تیغ بر پرنیان به قلم نارسیس زد ای آر
پارت شصت و سوم :
پریزاد به درستی نمیدانست محبوبه چرا حالا که میداند او و سیاوش نسبت به یکدیگر حسی دارند این حرف ها را میزند. شاید دلش به حال او میسوخت و شاید...
پیش از آنکه به نتیجه ای برسد محبوبه باز هم نگاهی به در انداخت و ادامه داد:
_ آقام راضی به این وصلت نبود. میگفت سیاوش بعد از مرگ مادرش مجنون شده و سیاه بختت میکنه؛ اما برای من این چیزا مهم نبود. روزی که سیاوش فهمید آقام هیچ جوره راضی نمیشه، قهر Ú
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
💙💜💗
۱۲ ماه پیشفخری
1سپاس فراوان بانوی خوش قلم ممنون از رمان خوبت قلمت ماندگار عزیزم 🙏🏻🌹❤
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🌻🌻♥️
۱۲ ماه پیشzahra
0لعنت به محبوبه دخترکه عوضی 😡😡😡
۱۲ ماه پیشزری
5نویسنده عزیزم نمیشه کمی اعتماد به نفس به پری تزریق کنی تا بتونه راحت تر دراین مسیر خطرناک ادامه بده
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
کم کم... صبر داشته باشید😊
۱۲ ماه پیشزهرا z
1خسته نباشی نویسنده جونم قلمت مانا 🙏💯💞
۱۲ ماه پیشسعادت
1پریزادی که سیاوش را خشمگین می سازد تا یه نبردی بین خواستن و نخواستن
۱۲ ماه پیشالی
2منم یه دونه از این نازکشا میخوام
۱۲ ماه پیشنیلوفرآبی
2عمراپیدابشه اینا فقط توقصه هان عزیزم
۱۲ ماه پیشزینب
2خیر سرش نمی خواست چیزی از حرف های محبوبه بزنه اما ناخواسته گفت چی بهش گفته و کینه رو کاشت تو وجود سیاوش و محبوبه. هر چند از قبل بود
۱۲ ماه پیشهیفا
2ای جان فقط دوست دارم سیاوش چنان حال محبوبه جا بیاره که به فکرش نیوفته دوباره بیادگندبزنه
۱۲ ماه پیشاکرم بانو
2نازخریدنشم قشنگه...
۱۲ ماه پیششکوه
4بر بند بند وجودت لعنت محبوبه😡👊👊👊
۱۲ ماه پیشراز
5واای سیاوش رو میگه خودم برات لقمه میگیرم و نوکریت رو میکنم
۱۲ ماه پیشمهین
6پریزاد نباید با حرف های،محبوبه به هم بریزه چون روی سیاوش شناخت نسبی داره وباید به این زودی،جا رو برای محبوبه خالی نکنه
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

zahra
0ممنون نویسنده عزیزم 💙💙💙💙💜💜💜💜💗💗💗💗